کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و سی و چهارم :
محض اطمینان نگاه دیگری به نقشهی دیجیتال پیش رویم انداختم. مسیر درست بود اما به نظر میآمد کاملا داشتیم به سمت مرز میرفتیم!
-بزن کنار!
سوالی نگاهش کردم. اشارهای به کنارهی جادهی باریک کرد.
-نگهدار هم یه چای بخوریم، هم من یه زنگ به محسن بزنم، مطمئن شم راهش همینه.
بیحرف و محتاط ماشین را به حاشیهی جاده کشاندم و متوقف کردم. گرچه با آن مسیر باریک و محلی، مطمئن بودم، اگر
لطفا صبر کنید...
