پارت صد و سی و چهارم :

محض اطمینان نگاه دیگری به نقشه‌ی دیجیتال پیش رویم انداختم. مسیر درست بود اما به نظر می‌آمد کاملا داشتیم به سمت مرز می‌رفتیم!
-بزن کنار!
سوالی نگاهش کردم. اشاره‌ای به کناره‌ی جاده‌ی باریک کرد.
-نگه‌دار هم یه چای بخوریم، هم من یه زنگ به محسن بزنم، مطمئن شم راهش همینه.
بی‌حرف و محتاط ماشین را به حاشیه‌ی جاده کشاندم و متوقف کردم. گرچه با آن مسیر باریک و محلی، مطمئن بودم، اگر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!