پارت سی و پنجم :

کلافه از بی‌خوابی شب قبل، وارد آشپزخانه‌ شد. روی کانتر پر از لیوان‌های کثیف بود و ظرف‌های نشُسته انگار از داخل سینک به او دهن کجی می‌کردند. کشوی کابینت را باز کرد و یکی از ساشه‌های قهوه‌ی فوری را از داخلش بیرون کشید. نگاهی به بالای سینک انداخت و وقتی هیچ لیوان تمیزی آن‌جا ندید، کلافه‌تر شد. چای‌ساز را از آب پر کرد و به برق زد و تا جوش آمدن آن، یکی از ماگ‌های روی کانتر را برداشت و سمت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    به به بالاخره اقای الوند بزرگم دیدیم.. واای عجب ادمیه دیگه این باباش

    ۵ روز پیش
  • شادان

    0

    اخ دلم نمیاد تند تند بخونم ..میترسم از تموم شدن این ۶۰ تا پارت و انتظار برای ادامه😭😭

    ۵ روز پیش
  • فرشته

    1

    چه عشق خواهر و برادری قشنگی😍 پروا واقعا دختر فوق العاده ایه و شخصیت خیلی جذاب و دوست داشتنی داره😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    مرسی از همراهیت عزیز دل💜💜

    ۲ ماه پیش
  • شادان

    0

    دقیقا پروا خیلی خوبه.. چسبش هم قویه 🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • فرشته

    1

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم و منتظر حل شدن کل معماها❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    رمانی شاهکار که هرچی از زیبایی و جذابیتش بگم، کمه😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    پویان چه زندگی عجیبی داره! یعنی چه اتفاقی در گذشته افتاده براش؟ 🤔🤔

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    فوق العاده جذاب و دلبر❤️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️