پارت سی و یک :

با وجود اتفاقات عجیبی که در بدو ورودش به مهمانی افتاد و معذبش کرد، باز هم حضور در آن جمع حالش را خوب کرده بود. با انرژی و روحیه مضاعف سمت بوتیک برگشت. بخشی از ذهنش اما عجیب درگیر بود. درگیر خاطراتی که به یاد نمی‌آورد و سردردی که از همان ابتدای ورود به مهمانی، یقه‌ش را گرفته و انگار قصد رها کردنش را هم نداشت.
دست‌هایش را داخل جیب بافتی که روی شومیزش پوشیده بود، برده و قدم‌زنان از هوای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    ایول بهت الناز.. داری کار درست رو می کنی.. به حرف هیچکس گوش نده و کار خودت رو بکن😍❤️

    ۱۵ ساعت پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    یه تکونی به خودش بده دیگه دخترمون

    ۱۳ ساعت پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️ بهترینی بانو جانم❤️

    ۱۵ ساعت پیش
  • فرشته

    0

    رمانی شاهکار که هر بار بیشتر از قبل دل می بره❤️

    ۱۵ ساعت پیش
کپی شد!