ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت سی :
الناز ابرویی بالا انداخت و بار دیگر نگاهش سمت پویان کشیده شد. سیاوش کنار پویان نشست. نگاهش ابتدا سمت پروا و الناز چرخید و بعد سر کنار گوش پویان برد و آرام شروع به حرف زدن با او کرد. پویان در سکوت گوش به زمزمههای سیاوش داده و در جوابش گاهی سر تکان میداد. در همین یک دیدار کوتاه، الناز هم با پروا هم نظر شده و از آیدا چیزی جز همان توصیفات پروا در ذهنش نمانده بود!
سیاوش بار دیگر چیزی کنار گ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
شادان
0واای این قضیه که بوی یه عطری میره رو مخت خیلی بده ..واقعا هم خیلی سخته بری به یکی بگی اسم عطرت چیه..
۴ روز پیششادان
0آخ قلبم ..چقد اینا خوب بودن باهم..حیف از این گلچین روزگار..حیف..
۴ روز پیشفرشته
1یعنی تا الناز همچی یادش بیاد، موهای سرم سفید شده از حرص و کنجکاوی و اشتیاق دونستن!
۳ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
منم همینطور 😁😁
۳ ماه پیششادان
0واای منمم ..کاش زودتر بفهمیم چی به چیه
۴ روز پیشملکه
1حس میکنم خانوم نویسنده خودشم دلش میخواد بقیه رمانو یکی دیگه بنویسه خودش بخونه ببینه چی میشه😭🎀
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
آخ کاش میشد 😁😁
۲ ماه پیشفرشته
0پویان به خاطر جدایی از عشقش غمگینه🥺💔 میشه عشقش الناز باشه؟ اگه این طوری باشه الناز جلوی مرد زندگیش نشسته ولی خبر نداره🥺
۳ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
بریم ببینیم چه خبره😎
۳ ماه پیشفرشته
0رمانی شاهکار که تا ابد در قلب و ذهنم ماندگاره❤️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0معلومه دیگه از اینکه از الی جونش دور شده