پارت شصت و هفتم :
توانِ راه رفتن نداشتم، پاهام مثل میخ تو زمین فرو رفته بود. دهنم خشک از استرس.
همه با بهت به اونها نگاه میکردن و میراث با نگاهی جستجوگر به سمتی که من ایستاده بودم نزدیک تر میشد. هنوز مطمئن نبودم من رو دیده یا نه...
اما...
برای چی اینجا بود ؟ اونهم با قوها...
همه به جز یونا ، همهبه جز مانی...
اگه تا اینجا اومده بود ، صددرصد میدونست همین حوالیام. میدونست ، این عجیØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
پریسا
5حس میکنم خواب دیده چیبگموالا
۲ ماه پیشآماندا
1نعنا خیلی خری 🥺😭
۳ ماه پیشطوفان
6زمانی که خودت دریای بی انتهایی از درد داری و یکی رو میبینی مثل خودت که داره غرق میشه و تو به خاطر نجاتش هر کاری میکنی حتا اگع نابود بشی🥺✨🖤🥺✨🖤🥺✨🖤🥺✨🖤✨🖤🖤✨🖤✨🖤✨🖤✨🖤🖤✨
۳ ماه پیشحدیث
0وایی خدا میخوای چیکار کنی نعنا؟!
۳ ماه پیشهعی
4راستی امشب ساعت چند پارت داربم؟
۳ ماه پیشHeliii
3الان میراث هنوز نمیدونه سپهر دختره دیگه؟ اولای رمان که مشخص بود نمیدونه چون همش میگفت پسرک و اینا اگه هم فهمیده باشه بعد مهمونی فهمیده مثلا تو انباری شک کرده، از تو دوربین عروسک که نمیشد بفهمه چون لایو نشون میداد فکر کنم البته امیدوارم فعلا ندونه که بتونیم غافلگیر شدنشو ببینیمم😭😭
۳ ماه پیشهعی
1حاجی یعنی پشمام از این پارت ریختهه
۳ ماه پیشHeliii
3راستی تا یادم نرفته بگم احساس میکنم به کاپل نعنا و یونا داره بی توجهی میشه هم اسمشون سته هم هردو خیانت دیدن تو رابطه قبلی هردوتاشونم مهربونن😔 کلا به نظرم اگه یونا بفهمه قرمزیش جاسوسه از خوشحالی دختر بودنش میبخشتش🤣 میراثم میتونه بره پیش زن نشون کردش مرتیکه ی قو
۳ ماه پیشخانوم ناشناس
2کالی امشب پارت نداریم؟
۳ ماه پیشآوینا
1اووهه شتت،کالیی عالیی بودیی عالیی بودد
۳ ماه پیش....
6تو بی نظیری دختر بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
۳ ماه پیشسعادت
0وای چه شیر تو شیری شد
۳ ماه پیشمتینا
4وای اگه میراث نعنا رو بشناسه هر طور شده نعنا رو میبره حتی با کشتن آدما برای پارت بعدی لحظه شماری میکنم🥴❤️
۳ ماه پیشانی
2آرهه. اصلا خوب نیست، اما من میخوام بلاخره نعنا گیر میراث بیوفته و قراردادشون رو انجام بدن🥲
۳ ماه پیشR&$
2کالیی پارت میخوام جان جدت پارت بزار 😭😭🥺
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
2به قول معروف تو مثل *** نیستی خوده خری