پارت چهل و سوم :

- یه دفعه چه مرگت شد؟ آبرو و حیثیتمو بردی، من پز تو رو پیش این عتیقه ها میدم اونوقت تو با این هیکلت غش و ضعف می‌کنی؟!
حیدری که در و بست تازه متوجه شدم برگشتیم تو اتاق شهاب. دوتایی دستامو گرفتن و منو نشوندن رو زمین تا به پشتی تکیه بدم. همچنان شوکه بودم؛ اما خداروشکر که میتونستم دهنمو تکون بدم. همین‌که حس کردم حالم بهتره با صدای ضعیفی گفتم:
- یکی زیر مبل بود!
شهاب با شنیدن این حرف وسط

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    وای،باز چه برنامه ای براشون دارن،حیدریم اضافه شد،حالا دنبال دوتاشونن 😱🙏🏻

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!