پیمان به قلم زهرا باقری
پارت چهل و سوم :
- یه دفعه چه مرگت شد؟ آبرو و حیثیتمو بردی، من پز تو رو پیش این عتیقه ها میدم اونوقت تو با این هیکلت غش و ضعف میکنی؟!
حیدری که در و بست تازه متوجه شدم برگشتیم تو اتاق شهاب. دوتایی دستامو گرفتن و منو نشوندن رو زمین تا به پشتی تکیه بدم. همچنان شوکه بودم؛ اما خداروشکر که میتونستم دهنمو تکون بدم. همینکه حس کردم حالم بهتره با صدای ضعیفی گفتم:
- یکی زیر مبل بود!
شهاب با شنیدن این حرف وسط
لطفا صبر کنید...

میم
1وای،باز چه برنامه ای براشون دارن،حیدریم اضافه شد،حالا دنبال دوتاشونن 😱🙏🏻