بازگشت گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هشتاد و ششم :
نه من مجنونِ قصه بودم و نه تو لیلیِ مجنون. نه من آن فرهادِ عاشقپیشه بودم و نه تو شیرینِ عزیزتر از جان. راستش را بخواهی، من خسرو هم نبودم و تو هم شیرینِ قصهی من نبودی. داستان ما فرق میکرد... تو، ایران بودی... و من، مردی که به اندازهی تمامِ مردمِ این سرزمین، دوستت داشت.
نسیم از سمت دریا وزید و موهایش را به آرامی نوازش کرد.البته چه کسی میداند؟
شاید هم نسیم، دستِ نوازش پدرش بود که ا
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نیک
0ولی آخرشم بردیا دلارا رو نبوسید:))
۴۴ دقیقه پیشلیلا
0عالی بود واقعا نمیتونم با هیچ کلمه ای توصیفش کنم 🌺🌺 فقط هر چه زود تر مال امیرک منتشر کن🥺
۴۸ دقیقه پیشNazi
0ممنونم نیلوفر جون🩷از بهترین رمان هایی بود که خوندم🫠
۵۰ دقیقه پیشHanaa
1یعنی چیزی از سرمایه خاج ب دلارا نرسید؟
۱ ساعت پیشNazi
0دقیقا این سوال منم هست
۵۰ دقیقه پیشآوینا
3ب معنای واقعی کلمه شاهکار و فراموش نشدنی بود من یه تیکه از قلبمو واسه همیشه اینجا جا گذاشتم قلمت پایدار عزیزم🤍
۵۹ دقیقه پیشN.F
1توی رمان شکارچی مافیا(اشتباه تایپی😅)
۱ ساعت پیشN.F
1نیلوفر رمان توی شکارچی مافیا بردیا و برسام هم حضور دارن؟
۱ ساعت پیشاسرا
0ممنون بابت رمانهای زیباتون موسیقی که گذاشتی💋(وای تایتانیک خوب آمد😁🙏)
۱ ساعت پیشآذر
0بسیار عالی بود امیدوارم همیشه بدرخشید👏👏
۱ ساعت پیشHanaa
0خسته نباشی عزیزم رمانت عالی بود💕
۱ ساعت پیشالی
0عالی بود نویسنده جان خسته نباشید
۱ ساعت پیشهانیه
1وای خدا خیلی رمان قشنگی بود🥺😭 دلم براش تنگ میشهه! بی صبرانه منتظر رمان«شکارچی مافیا»هستم😊 مرسی بابت خلق کردن این رمان زیبا نیلوفر جون ✨ امیدوارم موفق باشی💫
۱ ساعت پیشفرزانه
0نویسنده عزیز خدا قوت قلمت مانا انشاءالله موفق و پیروز و عاقبت بخیر باشی منتظر رمان جدید هستم
۱ ساعت پیشFarzane
0خسته نباشید میگم بهت نیلوفر جان. همیشه بردیا و برسام و دلارام و البته امیرک تو ذهنم میمونن:))
۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0نیلوفر جون واقعا عالی بود خسته نباشی عزیزم قلم بی نظیرت مانا 🙏♥️♥️♥️♥️♥️