پارت هفده :

-میدونم دارم فاز حال بهم زنی میگیرم... .
نگاه شایان را روی خودش حس کرد که تکیه از دیوار گرفت و کنار او ساعد دست‌هایش را روی نرده گذاشت و برج‌ها را تماشا کرد.
-ولی دیدار اونور تنها بودن ترسناکه...آدم میزنه به سرش! به خصوص من که همیشه دورم شلوغ بوده.
شایان سرش را چرخاند و به او که هنوز خیره شهر بود، نگاه کرد. دیدار میان فکرهای پیچ خورده‌اش زمزمه کرد:
-ترسناک تر از اینکه از تنهایی ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!