پارت شصت و پنجم :
همونطور که تیام و تیتی داشتن با هم پچپچ میکردن، به آرومی از غذاها میخوردم. ذهنم ناخودآگاه به جاهایِ عجیبی کشیده میشد. اینکه قبل از عوض کردن لباسهام طبیعتاً باید فکر میکردن پسرم...
پس چهطور تیتی حینِ عوض کردنِ لباسهام فهمیده بود دخترم؟ نکنه تیام اول دست به کار شده و وقتی رازم لو رفته خاک بر سرم شده؟
زیر چشمی نگاهشون کردم و چشمهام تو چشمهای تیام قفل ش
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
بچه نعنا
2اره اره یه زره ارامش بگیر که میراث داره میاد
۳ روز پیشبچه نعنا
0تیام جان از من به تو نصیحت از نعنا دوری کن که میراث شوخی نداره
۳ روز پیشگلابی
1عروسی نگو، بگو تله برای گیرانداختن نعنا
۴ روز پیشگلابی
0واکنش میراث وقتی تیام لباس نعنا رو درآورد: دلقکک بینا-
۴ روز پیشلیلی
0آخه کالی خستم کردی مگه نزده بود یک روز دیگر ولی چرا زده به زودی 😶😐
۴ روز پیشنازنین
0اخی بمیرم برای میراث ک همه ی نقشه هلش بر باد رفت اخیی😂😂
۵ روز پیشسوگل
2این قطعا آرامش قبل طوفانه🙂 ↕️💔🙂
۵ روز پیشسارا
1دلم کباب برای نعنا 💚🥺🥺
۵ روز پیشRez
0وایی نعنا گلی گوگول مگولی برو برو که سایه ها پیدات کردن دیگه آزاد شدن میشه یه رویای محال اونم ا دست میراث تاریکی .
۵ روز پیشمتینا
8این پسره تیام عاشق نعنا نشه یه وقت نشون کرده میراثِ
۵ روز پیشR&$
6بگو نعنا عاشقش نشه 😂😂
۵ روز پیشنفیس
0قشنگ بود کک
۵ روز پیشهانا
1بعد از این همه هیجان خیلی آروم پیش رفت مزه داد ممنونم
۵ روز پیشمهسا
1وای حاجی همش نگران اینم پسره تیام عاشقه نعنا شه
۵ روز پیشبی نام
13بسیار پارت آرومی بود مرسی ولی دلم میخواد بدونم میراث داره چیکار میکنه کجاست
۶ روز پیشمیراث(کله سیاه)
7میام تو پارت های بعد میگم ک داشتم چیکار میکردم😏
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

حدیث
0متاسفانه ارامشه قبل از طوفان هست نعنا خانم🫨