پارت هجده :

_سوزنت گیر کرده؟ اصلابه توچه که کجا بودم؟

سرش را تکان می دهد تا میراث دست از سر موهایش بردارد، خسته اش کرده بود!

اما میراث سمج وارانه این بار دست دیگرش را هم آزاد می کند و حالا انتهای موهایش را از سرشانه اش گرفته با انگشتانش شانه می کشد.

مهتا کم داشت همان جا نقش برزمین شود، این مرد قرار بود با او چه کند؟

_کوتاهشون نکنیا، خیلی قشنگن، عین ابریشم!

مهتا پُرغی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    1

    الان دوست دخترش کجاست چرا نیس برو دیگه اق

    دیروز
  • masi

    0

    وای از مردای خودخواهی مثل میراث متنفرمم

    دیروز
کپی شد!