پارت صد و چهل و هفتم :

**اَبیش**

به جسم ساکن و آرامش که بر روی آب شناور مانده، زل زده بودم. نخستین بار کنار همین حوض توانسته بودم که او را ببوسم و یادآوری‌اش، قلبم را به تب و تاب می‌انداخت.
لحظاتی می‌شد که درون آب رفته بود ولی جز همان ستاره شوم و آتشینی که پیشتر دیده بودم، هیچ رخداد دیگری پیش نیامده بود. نگران از اینکه شاید مشکلی پیش آمده باشد، پوتین‌هایم را درآورده و وارد آب شدم. دست زیر سرش گرفتم و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Kosar

    1

    و اینکه مگه چمروش ماسیس پر داشت؟؟

    ۷ روز پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    چمروش ماسیس پر که داره ولی قادر به پرواز نیست. مثل مرغ

    ۷ روز پیش
  • پرنیا

    2

    خواهر برادر گل کاشتن 🥰🥰

    ۷ روز پیش
  • پرنیا

    2

    چقد عشق ابیش به ماسیس قشنگه 😍😍

    ۷ روز پیش
  • Kosar

    2

    عالی بود سعیده جون ولی کاش هر از گاهی بدونن اینکه ما بگیم پارت هدیه بزاری یا پارت هارو طولانی تر بنویسی

    ۷ روز پیش
کپی شد!