هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت پنجاه و چهارم :
فصل پانزدهم
باز هم قوقولیقوقوی خروسِ داخل لانه فرشته را از خواب بیدار کرد. چشمانش را که باز کرد چند ثانیۀ اول موقعیت را تشخیص نداد و خیال کرد خروسِ خانۀ آسو است. بعد که چشمش به تصویر نیمهکارۀ حضرت علی روی دیوار افتاد حوادث، مثل کتاب، پیش چشمش ورق خورد. طوفان دیشب، دزدها، همنشینی او و هلگورد مقابل شومینه.
روی تخت نشست. دیشب را روی تختِ مرحوم هژبر کلهر خوابیده بود. تنها ش
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سه پارت در هفته رایگانه. پارت های روزانه فقط مخصوص وی ای پی هست
۲ ماه پیشدنیا
2سینیوریتا یعنی چی؟
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
به اسپانیایی یعنی خانم
۲ ماه پیشنیلوفر ابی
0عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود
۲ ماه پیشمیم
1یعنی مرغا چهره دیگشو می بینن،چرا نزدیک لونه مرغا نمی شه 😮🙏🏻
۲ ماه پیشاکرم بانو
4چرانمیتونه نزدیک مرغاشه؟مرغا میفهمن اون گرگه؟
۲ ماه پیشفرشته
1عالی مثل همیشه❤️
۳ ماه پیشزهرا
1عالی بود عزیزم ببخشید عضویت سکه ای و وی ای پی فرق دارن ؟
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
اره عزیزم. وی ای پی هرروز پارت داری ولی سکه ای باید سکه کسب کنی و پارت برای چند روز برات باز میمونه باز بسته میشه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مصی
1سلام من چرا نمیتونم پارتای دیگرو بخونم مگه ننوشتین که رایگان سه پارت در هفته؟ من چیکارکنمم🥲🥲