پارت پنجاه و چهارم :

فصل پانزدهم

باز هم قوقولی‌قوقوی خروسِ داخل لانه فرشته را از خواب بیدار کرد. چشمانش را که باز کرد چند ثانیۀ اول موقعیت را تشخیص نداد و خیال کرد خروسِ خانۀ آسو است. بعد که چشمش به تصویر نیمه‌کارۀ حضرت علی روی دیوار افتاد حوادث، مثل کتاب، پیش چشمش ورق خورد. طوفان دیشب، دزدها، هم‌نشینی او و هلگورد مقابل شومینه.

روی تخت نشست. دیشب را روی تختِ مرحوم هژبر کلهر خوابیده بود. تنها ش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    عالی مثل همیشه❤️

    ۱۴ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    عالی بود عزیزم ببخشید عضویت سکه ای و وی ای پی فرق دارن ؟

    ۱ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اره عزیزم. وی ای پی هرروز پارت داری ولی سکه ای باید سکه کسب کنی و پارت برای چند روز برات باز میمونه باز بسته میشه

    ۱ هفته پیش
کپی شد!