پارت بیست و هفتم :

فصل سه

روی کاناپه‌ی چرم سیاه لم داده و پاهایش را بی‌توجه به مهمان بودنش، روی میز شیشه‌ای مقابلش دراز کرده بود. عادت به مراعات کردن در جمع رفقایش نداشت. همه‌ی افراد حاضر در سالن هم به خوبی به خلق و خوی او آشنا بودند. خاطرش آن‌قدری عزیز بود که در برابر بدخلقی‌هایش خم به ابرو نیاورند.
خبری از تاریکی و سر و صدای زیاد و رقص نور نبود. همه می‌دانستند که حوصله‌ش به چنین مهمانی‌هایی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!