پارت شانزده :



راوی

پنجشنبه بود..از همون اول صبح، بیمارستان شلوغ‌تر از همیشه بود.

پرونده‌های روی هم تلنبار شده همراه بیمارها مدام سؤال می‌پرسیدن و کلافه کننده بود برای بلوط.

صدای بی‌وقفه دستگاه‌ها و پرستارهایی که حتی فرصت یه نفس کشیدن هم نداشتن.

بلوط از صبح یه چشمش به ساعت بود.
دلش می‌خواست زودتر بره خونه تا دوباره مامان و بلور غر نزنن که همه منتظر تو موندن.<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!