پارت شصت و هشتم :

تا دانشگاه توی ذهنم با خودم حرف زدم تا وقتی دیدمش اگه چیزی گفت بدونم چی جوابشو بدم.
گیسو دویست و شیش آلبالوییش رو پارک کرد و بدو بدو درحالی که سوییچ رو توی کیفش میذاشت به سمتم اومد:
-بریم.
سر تکون دادم و تا کلاس استاد خودمو کشوندم.
-ترنم...خودتو کنترل کنا، باز مثل روز کافه وحشی نشی!
"وحشی" دقیقا کلمه ای بود که حال اونروز منو توصیف میکرد.
زدم زیر خنده:
-بدم نمیاد اونجوری ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسی

    1

    باشه عزیزم به شرطی که بعد امتحانات با انرژی و خبر های خوب بیایی با آرزوی موفقیت

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    2

    دوستان از اونجایی که اطلاع دارم امتحانات نهایی شروع شده و دینا خانم مشغوله

    ۳ ماه پیش
  • 😘😗😍

    0

    امتحانات تا چند روز دیگه ادامه داره ؟

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    متاسفانه تا 12 مرداد اما من هر وقت خالی ای که پیدا کنم سعی میکنم بنویسم.

    ۳ ماه پیش
  • 😍😗😘

    0

    قربونت بشم نمیخواد به خودت انقدر سخت بگیری اول امتحاناتو بده بعد رمان

    ۳ ماه پیش
  • آرزو

    3

    ببخشید میشه بگین چرا دیگه پارت گذاری نمیشه ؟

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    امتحان :((((

    ۳ ماه پیش
  • آرزو

    0

    الهی بمیرم 😭میدونم چه دردیه انشالله موفق میشی عزیزم 😘

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    1

    دیناا پارت بزار دیگهه ۵ روز گذشتهه

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    عزیزم امتحان دارم به خدا. سعی میکنم توی وقتای خالی بنویسم ولی یکم سخته.

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    0

    دینا جون میدونم که امتحان داری و خیلی مهم هستن ولی لطفا پارت بعدی رو زود تر بزار.♡

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    عشقم همین الان یه پارت گذاشتم :))))

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    😘😘😍😘😍😘🤗🤩🌹🌹ای جونم چه قدر دوست داشتنی ممنون محشر بود

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    2

    دینا چرا پارت نمیزاری دینا تروخدا پارت بزار♡♡

    ۳ ماه پیش
  • ...

    0

    آرمه و متین نیستن دلم واسشون تنگ شده 🥺🤧

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    0

    ای کاش همینجا بهم بگن که هم دیگه رو دوست دارن هرچندترنم باید فهمیده باشه که فرجام دوستش داره ❤️🩷🧡💛💚💙🩵💜

    ۳ ماه پیش
  • هلن

    2

    با این کاری که فرجام کرد مگه میشه نفهمه آخه😭😅

    ۳ ماه پیش
  • 🤨🤨😑

    3

    دینا چرا پارت نمیزاری؟

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    4

    یعنی از اونجایی که من خیلی خوش شانسم این پارت مهمونی داشتیم و بچه کوچیکا گیر دادن چی میخونم بعد جلوی جمع هرچی بودو خوندن جلو بابا مامانم خاله عمه عمو شوهر خاله میدونم میدونم خیلی خوش شانسم واقعا یعنی خوش شانس تر از من هست آیا؟؟

    ۳ ماه پیش
  • یسنا

    2

    زنده ای یا راهی بیمارستان شدی😂

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    2

    به لطف خدا زندم و بچه ها درست تلفظ نکردن اما خانواده ی محترم بهم شک کردن

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • 😊🙂

    0

    امیدوارم بیشتر از این سوتی ندی😅😅

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    0

    چه میدونستم اینقدر خوش شانسم 😅

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    عزیزمممم

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    2

    هلن جون منم یکی مث تو بخدا اگه ما خوش شانس بودیم الان اسممون یاسی یا هلن نبود شانسعلی بود ولی شانس کجا ما کجا

    ۳ ماه پیش
  • هلن

    0

    واقعا 🤣🤣😂 مردم از خنده ولی خدایش استرسی که تو اون لحظه کشیدی رو با عمق وجودم درک کردم

    ۳ ماه پیش
  • Nana

    2

    نکنه صحرا همون دخترس که با. کمیل بوده.

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    0

    آره Nanaجون همون دخترس

    ۳ ماه پیش
  • آتنا

    1

    خو می گفتی به شما چه چی میخونم؟ اه یعنی انقد بدم میاد از این بچه پررو ها که فضولی میکنن

    ۳ ماه پیش
  • یاسی

    2

    اتنا جون مگه آدم هستن ایناا بلانسبت *** هستن اینا *** هرچقدر بگی نمیفهمن منظورت چیه ولا

    ۳ ماه پیش
  • آتنا

    0

    آره خوب اینم حرفیه 😅

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    1

    آتنا جون باهات موافقم .

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    5

    ای جونم به فرجام باریکلا راهش رو پیدا کردی همین جوری آرومش کم

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    هورااا

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    0

    قول میدم با این کار فرجام ترنم دیگه تا مدتها عصبی نشه و کنترل قدرتشو از دست نده 😁😆

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    2

    وایی من برای این پارت حاضرم خودکشی کنم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️