پارت چهل و سوم :

به آرامی پرسیدم :
-من باید چه کار کنم ؟در مورد اتاق!
به اتاق کنار دستش اشاره کرد و گفت؛
-وسایلتو بیار تو این اتاق .
پرسیدم:
-چرا اینجا؟فرقش با اتاقی که در حال حاضر داخلشم چیه؟
اخمش را درهم کشید و گفت؛
-فضولی موقوف !کاری که بهت می گم انجام بده .متاسفانه باید ظاهرسازی کنم. توام همینطور!
با چیزهایی که شنیدم کما بیش متوجه ی منظورش شدم .اما هنوز کمی گیج بودم. مگر از اتاق دس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهین

    0

    بسیار عالی و آخر هر پارت نفسم بند میاد که قرار بعدش چی بشه خسته کاراتون بناشید نویسنده عزیز

    دیروز
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    زنده باشید عزیزم. ممنونم از همراهی‌تون

    ۴ ساعت پیش
  • Tara

    1

    نویسنده جونم پارت هدیه لطفا

    دیروز
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۵ ساعت پیش
کپی شد!