پارت پنجاه و یک :

میکائیل، با جراحت‌های عمیقش، روی دوشمون سنگینی می‌کرد، اما باز هم با نهایت سرعت می‌دوییدیم. کارن هم پشت سرمون با اون پای مجروحش، با کمک کسرا تقلا می‌کرد که عقب نمونه.
دود غلیظ بخار، حس خفگی می‌داد و صدای غرش‌های میمون، پشت سرمون کم‌کم ضعیف شد.
وقتی بالاخره تونستیم از اون انبار لعنتی بیرون بزنیم و چشم‌هامون به نور بیرون عادت کنه، تازه نفس راحتی کشیدیم.
اما این آرامش موقت،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nilam

    4

    چرا پارت نداشتیم دیشب کلی منتظر بودمم😭

    ۱ ماه پیش
  • سیلوام

    4

    وقتی سایفر داشت زنم زنم میکرد یع جوری لبخند میزدم انگار ب من میگفت اونارو😁 ای ام ذوقق زدعع با این پارت👰

    ۲ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    😭😭😭😭💕💕

    ۲ ماه پیش
  • نیکا

    0

    این پارتت عاالی بود رمانتیک🥲این همون سایفری نبود که از تماس فیزیکی بدش میومد؟ حالا ببین چطور جلو آیناز وا میده😂😐 بابا مگان تو خیلی مخت کار میکنه اصلا وقتی پارت هات رو میخونم برگام میریزه از این همه استعداد🤭🥰😉

    ۲ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    سایفر تسخیر شده فکر کنم😔😂 وایییی بوس بهت جیگر طلااا

    ۲ ماه پیش
  • دیارا

    1

    وای قلبم این پارت رو خوندم انگار یه دور روحم رفت و اومد خدایی آخر پارت هم خیلی خوب شد دید گفتم حالا سایفر سست عنصر شد😂 مگان خیلی رمان خوبی داری ممنونم ازت🥰🥰😍😍

    ۲ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    آخ سایفر سست عنصر😔

    ۲ ماه پیش
  • خدا زده

    2

    وای وای نفسم داره از هیجان بند میادد مگان تو کی هستی چی هستی چی خلق کردییئئیی زن عاشقتمم خیلی پارت قشنگی بود همین جوری پر قدرت ادامه بده بوس بهتت❤️

    ۲ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    الهیییی قربونتتت برمممم😭😭🥹

    ۲ ماه پیش
  • tannaz

    3

    چه زنم زنمی میکنه این یارو هوی اول حرفای قبلیتو پس بگیر صد بار معذرت خواهی کن از دخترم بعد زنم زنم کن

    ۲ ماه پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    6

    وایی چقدر رمانتیک 😂😍اونجایی که می گفت اگه یه تار مو از سر زنم کم بشه یا اونجایی که دستای آیناز رو دور خودش انداخت و گفت اینجوری . پسرم دیگه داره راه و روش چجوری دل آیناز رو ببرم رو یاد میگیره🤣🥰تا از دلش دربیاره.

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    وای این دوتا خیلی باحاله رمانتون عالی وبی نقص ممنون خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    2

    یه تار مو نباید از سر زنم کم بشه 🥹😭

    ۲ ماه پیش
  • دلقک مناطق جنگ زده

    9

    دِ آخه مردک لاشی تو مگه از تماس فیزیکی بدت نمیومد؟🗿 ولی خدایی با این پارت یه دور رفتم بهشت و برگشتم😍😍خیلی هم حال داد جاتون خالی😂💜تو این پارت آیناز و سایفر خیلی ناناش بودن(آیناز رو نمیدونم ولی سایفر اینو بشنوه اَرو نقشه ی کره ی زمین محوم میکنه مردک مودی🗿😑)

    ۲ ماه پیش
  • میو

    8

    حالا زنم زنم میکنه پارت بعدی میرینه بهش اشکشو در میاره پسره موجیی

    ۲ ماه پیش
  • پریا

    2

    عالی.پارت بعدی رو وی میزاری؟؟

    ۲ ماه پیش
  • Narges

    5

    این همون مردکی نبود که از تماس فیزیکی بدش میومد؟البته خیلی وقته در مقابل آیناز وا داده🤣

    ۲ ماه پیش
  • Delniya

    4

    سست عنصر😂😂

    ۲ ماه پیش
  • نیلو

    3

    بی صبرانه منتظر پارت بعدی با مردک و زنش هستیم😂🤌🏻💖

    ۲ ماه پیش
کپی شد!