پارت پنجاه :

صدای برخورد پنجه با فلز دوباره اومد.
این بار بلندتر بود، انگار یه چیزی داشت زمین سنگی و فلزی اون راهرو راه میرفت.
صداش شبیه کشیده شدن یه چیز سنگین بود که با هر قدمش، یه لرزه‌ی خفیف به کف پاهامون می‌انداخت.
کارن بازوی کسرا رو محکم گرفت و هر دوتاشون مثل مجسمه‌ی گچی همون‌جا خشک شدن.
با مکث کُلتم رو بالا اوردم و تاریکی رو نشونه گرفتم، فقط یه تیر داشتم و باید از این یه تیر درست ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • tannaz

    0

    اخی کارن و میکائیل عزیزم:((

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    هم نظریم که خوشگله 🫢 خدا کنه همین باشه

    ۳ هفته پیش
  • ثمین

    4

    د آخه میمون؟ لعنتی چرا تو اقد غیر قابل پیشبینی هستی؟

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    فکرشو نمیکردیییی نهه؟🤣🤣

    ۳ هفته پیش
  • خدا زده

    1

    آوینا جان قلمت حرف نداره امیدوارم یروز به یکی از بهترین نویسنده ها بشی رمانت عالیه

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    فدااای شمااا😭😭😭

    ۳ هفته پیش
  • نیکا

    5

    فکر کنم میمونه ردوین مصرف کرده یا نه؟ ولی خدایی مگان قلمت حرف نداره اصلا مثل رمان های دیگه آبکی نیست..نمی خوام به رمان های دیگه توهین کنم ولی رمانت محشر ذهنت خیلی خلاق و طوری اون صحنه ها رو توصیف می کنی که خودم به شخصه احساس می کنم اونجا قرار دارم..واقعا رمانت بی نقص

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    واییی اکلیل زیااااددد قربون شمااا برممم مننن😭😭😭

    ۳ هفته پیش
  • مهیاس

    2

    فک کنم وقتی به کشتی حمله کردن از اونجا رد وین برداشتن و داشتن روی میمونه آزمایش میکردن و اینکه چون میدونستن سایفر میاد دنبال آیناز میمونه رو اینجا گذاشتن که مثلا با اون چیزی که خوش ساخته کشته بشه که اینا گفتن زارت ما همه جوره زنده میمونیم😂😂

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    تحلیل قشنگی بود😔🙏🏼

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه

    4

    میتونم بگم پشمام خیلی این پارت فوق العاده بود من خیلی رمان میخونم ولی این دگه بهترین بود دستد درد نکنه مگان جونم یعنی دستد طلا واقعا معرکه ای فدات شم ، فقد نمی دونم چرا حسم میگه میکائیل برادر خونده اینازه میشه اینجوری ؟

    ۳ هفته پیش
  • 🌑 اهریمن 🌑

    2

    حست درسته فاطی جون حس شیشم منم همینو میگه 😁🤭

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    وااایییی عزیزدلممممم🥹🥹🥹 قربون شما برممم من مرسییی ازت😭

    ۳ هفته پیش
  • نیلو

    3

    میمونی که مواد زده ندیده بودیم که دیدیم😂🤦🏻 ♀️

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    تو آرکانا همه چی میبینید😂😂

    ۳ هفته پیش
  • پرنیا

    2

    وای دختر چه کردی این پارت فوق العاده باحال و خفن بود دلم میخواد دوباره از اول بخونمش خیلی هیجان داشت به خدا دمت گرم😉🥰🫡

    ۳ هفته پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    عزیزمممم🥹🥹

    ۳ هفته پیش
  • Nilam

    2

    پارت نداشتیم چراا حتی بدون توضیحات😱 همع چیز روبه راهع نوسینده جونم؟

    ۳ هفته پیش
  • میو

    3

    اینم از ذات رد وین💀

    ۳ هفته پیش
  • هدام

    0

    وایی خداا دستت درد نکنه مگان جونن

    ۳ هفته پیش
  • رها

    1

    وای. مگان چیکار. کردی الان از هیجان میمیرم هر وقت کذاشتی تو. سایت تو *** پیام بزار بیاییم مرسی زحمت کشیدی 🥰

    ۳ هفته پیش
  • نیلو

    0

    یا خدا این میمون از کجا پیداش شد😂💆🏻 ♀️

    ۳ هفته پیش
  • آنیتا

    0

    یا خدا این چی بود دیگه قلبم اومدم تو دهنم 😐😂 میمون بود ؟

    ۳ هفته پیش
کپی شد!