اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت شصت و چهارم :
مرد که دوباره به سمت من حمله می کند، دستی میانمان قرار می گیرد و او را به عقب می کشاند.
مرد مانند یویو بالا و پایین می پرد تا خود را از دست عطا جدا کند اما زورش به عطا نمی رسد.
عطا پشت مرد می ایستد و دستانش را دور او حلقه می کند، طوری که هم جلویش را گرفته باشد و آسیبی به او نرسد و از همان جا نگاه نگرانش به دنبال من است که وارد آبدارخانه می شوم.
بی حال و بی رمق به زحمت خودم را به آبدارخØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

سعیده براز | نویسنده رمان
اگه بتونم حتما به روی چشم
۴ ماه پیشسلام
4خبری از پارت هدیه نیست
۴ ماه پیشریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۴ ماه پیشریحانه
0آخ که از دست تو اعلای بی لیاقت
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نازنین
1خانم براز واقعا قلمتون عالیه خسته نباشید😍😍 ولی کاش تعداد پارت ها بیشتر باشه چون هفته ای دو تا سه پارت ادم سیر نمیشه😁😁