رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت هجده :
(فصل دوم_شعله)
شعلهای برخاست، گویی شب به پایان میرسید
آسمان از بیمِ آن آتش، به باران میرسید
هر که با آتش گره زد سرنوشتِ خویش را
راهِ او از خون گذشت و رو به طوفان میرسید
زخم، لبخند از لبِ خاموشِ خود پنهان نکرد
خندهاش هر لحظه، آهسته به هذیان میرسید
____
[سه روز بعد_از زبان آنا]
____
سه روز...
فقط سه روز گذشته ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🎀🤷🏻♀️✨️
۷ روز پیشافسون
0برگ برنده شخص خاصیه یرای دخترمون یا نه از گذشته واینده باشه بهتره فقط امیدوارم جریان خیانت نباشه که همه تو دردسر میفتن
۷ روز پیشمامان عسل
0این طفل معصوم ها رو از کجا میدزدن و قاچاق میکنن ..واقعا توی کشور ما هم این اتفاقا میافته ..نمتونم باور کنم خیلی سخته هضم این موضوع..لعنت بر آدمای شیطان صفت 😬😬
۳ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
واقعا یه سریا برای پول و قدرت دست به کار هایی میزنن که ما با دیدنشون توی فیلم یا خوندنشون توی رمانم تا چند روز حال خوبی نداریم >>
۳ هفته پیشملکه ی دلقک
0شاید برگ برندش به پویان ربطی داشتع باشه.. نمیدوننمم هیچ ایده ای ندارمم🗿😭🎀
۳ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
نننننممممیدونمولی فععععععععک نکنم🙄👋🏻
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0برگ برنده شخص خاصیه یرای دخترمون یا نه از گذشته واینده باشه بهتره فقط امیدوارم جریان خیانت نباشه که همه تو دردسر میفتن