پارت هفتاد و پنجم :

نفسم بند آمد. آرام... خیلی آرام برگشتم.
چند قدم آن‌طرف‌تر ایستاده بود.
پیراهن سفید ساده‌ای تنش بود. آستین‌هایش را تا آرنج بالا زده بود و ته‌ریشش از همیشه مرتب‌تر بود. لاغرتر شده بود؛ استخوان گونه‌هایش بیشتر پیدا بود اما...
اما چشم‌هایش...
همان چشم‌هایی بودند که شش ماه تمام، هر شب قبل از خواب دنبالش می‌گشتم.
برای چند ثانیه فقط همدیگر را نگاه کردیم. انگار اگر یکی‌مان پل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Maniya

    0

    سلام نویسنده جانم خسته نباشید خیلی خوشحال شدم این دوتا باز بهم رسیدن و جواب سوال هم کشک زرد بود از عذا محلی

    ۲ هفته پیش
  • ترنم

    1

    قشنگ بود بخصوص حالت نوید 🫠😏

    ۲ هفته پیش
  • سعادت

    1

    نفس جون آخ ادم یه راست میگه سر اصل مطلب بعد توقع دارید سکته نکنه

    ۲ هفته پیش
  • Mrzh

    2

    نفس کاش محرمیم رو نمیگفتی بدترش کردی 🤦😂

    ۲ هفته پیش
  • مامان عسل

    2

    نوید بنده خدا حق داشت شوکه بشه..یه دفعه یکی بیاد خواهرشو تو خیابون بغل ..چی میتونست بگه ،خوبه نزد فک و دهان آراز رو خورد نکرد 😂

    ۲ هفته پیش
  • Hani

    4

    ولی همین که آراز میدونه هلویی دقیقا چه رنگیه به بقیه مردا سره♥️😍💞🥰

    ۲ هفته پیش
  • هدی

    2

    اگه میذاشتی فکر کنه دوست پسره بهتر بود😂

    ۲ هفته پیش
  • ساناز

    2

    ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️

    ۲ هفته پیش
  • رها

    4

    واای اخیش چه حال خوبی 😍😍

    ۲ هفته پیش
  • شیوا

    5

    وای نمی شه بجای سه روز دیگه همین فردا باشه 🙏

    ۳ هفته پیش
  • آمینا

    3

    تو دلم گفتم امشب نوید ضدحال میزنه بعد از ۶ماه وصال

    ۳ هفته پیش
  • Aysan

    6

    یعنی با اون جمله ی تو دیگه کدوم خری هستی هرچی اکلیل تو قلبمون بود تبدیل به خاکستر شد😂

    ۳ هفته پیش
  • Aysan

    3

    نوید بنده خدا حق داره ولی ، البته حق این حجم از قضاوتو نداره ولی خب یکم عصبانیتش طبیعیه 👀😂 البته که نفس هم حق داشت ، این مدت خودش آراز رو ندیده بود که بخواد ازش برای نوید بگه آقا نویدم که سرگرم زن و بچشه فقط🙄😂

    ۳ هفته پیش
  • Aysan

    3

    وای بالاخره بعد از شیش ماه وصال🥲 نفس و آراز جدا جدا هم خوبن ولی ، کنار هم که قرار میگیرن اصلا یه کهکشان متفاوتی میشن😭😂

    ۳ هفته پیش
  • Nana

    4

    ولی نوید حق داره عصبی بشه بنده خدا شوکه شد باید از همون اول درجریانش میذاشتن

    ۳ هفته پیش
کپی شد!