پارت صد و شصت و نهم :

نگاهش به تصویر فریبا و رادین بود اما ذهنش همچنان پیش جمله‌ی زهرآلود پارسا که گفته بود «تو خودت حالت بد نمیشه وقتی میبینی دل شوهرت هنوز پیش ناهیده؟... » چیزی توی دلش جوشید و تا گلو بالا آمد. انگار واقعا دلش آشوب شده بود. سرش را به پشتی کاناپه تکیه داد و پلکهایش را برای چند ثانیه روی هم گذاشت. باز انگار مایعی داغ و لزج مری و حلقش را سوزاند و عاقبت تاب نیاورد. با عجله خودش را به سرویس رساند و سر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!