پارت پنجاه و ششم :

سر شام بی اشتها بود و با غذا بازی می کرد. ولی باغچه با پشتکار و توان ذاتی دایی در ساماندهی به فضای سبز و هدایت و مشارکت مهندس عصبانی و ترش رو بسیار مرتب و با نشاط شده بود.
-پسرم چرا نمی خوری؟ نکنه باز با دوستات چیزی خوردی؟
-نه، اشتها ندارم.
-دیدی خانم کیف نمی کنی باغچه رو می بینی. ترانه جان دایی، فردا پس فردا بیام، حوض کوچیکه رو هم راه بندازیم دوباره. مستأجره چون دو تا ماشین داشت، ج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!