پارت ششم :

صاحب باغ چند بار دیگر صدایشان زد؛ اما آن‌ها فقط باصورت‌هایی کثیف و خیس از گریه به یکدیگر نگاه می‌کردند و باز به شاخه‌های درخت محکم‌تر از قبل می‌چسبیدند.

یک دفعه ابرهای پنبه‌ای خورشید خانم سر یک‌دیگر داد کشیدند و دعوایشان شد. بعد هم باران تند چ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!