پارت شصت و یک :

| مهراب |
- همه چیز آماده‌ست؟
- خیالت جمع نوکرتم، گفتم که فقط لب تر کن جونمم برات می‌دم داداش.
بی‌حوصله از این همه زبون ریزی‌های هیراد، با عجله از ساختمون بیمارستان بیرون اومدم و به طرف ماشین دوییدم:
- می‌رسم تا ده دقیقه‌ی دیگه.
مجالی به چرب زبونیِ بیشتر از سمت هیراد ندادم و با قطع کردن تماس، پشت فرمون نشستم.
ماشین‌و روشن کردم و با فشردن پام روی پدال گاز، با صدای بلند

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    مهراب دقیقا چه کارایی میتونه بکنه نمیشه بگی🥺💚

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    به مرور زمان، بیشتر با خودش و نیروی شیطانیش آشنا می‌شیم

    ۲ ماه پیش
  • محیا

    0

    حالا نمیشه بگین اون نیرو رو از کجا آورده واقعا جنه؟ 🙀🙀🙄🙄

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینم خودت می‌فهمی اگه پارت‌های بیشتری رو بخونی👀

    ۵ روز پیش
  • محیا

    0

    پس پشت گردن اونارو زخمی میکنه تا ذهنشون بخونه پس چرا خونشون آبی رنگ میشه؟🤔🤔😵 💫😵 💫😵 💫

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    در آینده دلیلش مشخص خواهد شد

    ۵ روز پیش
  • یه بنده خدا

    0

    هنوز کامنتای این پارتو نخوندم ااماا مطمئنم یعنی شرط میبندم همه دارن به مهراب فوش میدن و چیز بارش میکنن😂و یه چیزی یعنی وقتی روی گردن ادما زخم درست بکنه میتونه ذهنشونو بخونه؟قبلش نمیتونه؟

    ۱ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فحش به مهراب تا یه پارتی طول می‌کشه😂یکم بیای جلوتر می‌بینی ورق برگشته کامل

    ۱ هفته پیش
  • نسترن

    0

    از حرفاش اوقم گرفت 🤮

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    👌🏻

    ۱ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    الهی بچم عاشق شده 🫠🥺🤍🥲

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبر کن به عرفان می‌گم گردنش رو بشکونه😂

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    هه هه هه 😒 حدیث میکشمتاا😐

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣✋🏻

    ۲ ماه پیش
  • Biti

    1

    عرفان غلط کرده دست به مهراب بزنهه

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینجا فن عرفانم زیاده‌ها😂

    ۱ ماه پیش
  • Biti

    0

    کیلیلیی هوراا مهرابب افرینن

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂

    ۱ ماه پیش
  • عاشقش میشه

    0

    عاشقش میشه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    اوه اوه چه ککه خوریا ، زن منن! مال من، عوقق حالت تهوع گرفتم . بیا بروو عامو چه زودم همه کاره آشوب خودشو حساب کرد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیالات برش داشته این آقا مهرابِ شیطان صفت رو :)

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    0

    به خدا این مهراب قاطی داره،زده آشوب رو بدبخت کرده، میگه اینجا همون جاست که فلان بلا رو سر آشوب آوردم بعدم میگه عاشق آشوب شدم، حدیث ولم کن برم به حساب این مهراب برسمم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببین چقدر لاشیه دیگه معصومه...

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    نمیدونم شاید اگه عرفان بمیره و از داستان بره و مهراب هم روی خوش نشون بده بهش یا باردار بشه اشوب بخاطر بچش کنار بیان باهم .ولی اشوب از اون سر دنیا بخاطره انتقام اومد جور در نمیاد با مهراب اوکی شه 😬💚

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مطمئن باشید که آشوب تحت هیچ شرایطی عاشق مهراب نمی‌شه. حتی اگه عرفان بمیره یا طوریش بشه توسط مهراب، تنفرش شدیدتر می‌شه نه اینکه دل به دل مهراب بده🙃

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    تو خیلی بی خود می کنی مرتیکه گور به گوری کاری به عرفان داشته باشی بی شخصیت نگاه بد به عرفان یا آشوب بندازی چشاتو در میارم(حیف که دستم بهت نمی رسه مرتیکه گور به گوری😠) عالی و بینظیر بود حدیث جونم💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آروم باش 🥲🫣😂

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    آخه مگه این مهراب برا آدم عصاب می زاره😄💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    والا

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    یواش خواهر جون😒😐

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یا موضعت رو عوض کن، یا...🔪

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    خودت میدونی که نمیشه 😂

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تلاش کن و منطقی بفکر

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    آخه من مونده بودم این مرتیکه گور به گوری چطور روش میشه بره تو چشم های آشوب نگاه کنه فکر کردم شرمنده س ولی نگو این از همین الان مال منه مال منه راه انداخته تازه پروترست این چیزاست😠💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شرمندگی از طرف شیطان خیلی انتظار دور از ذهنیه :)

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    با اون شخصیتی که از آشوب دیدم مطمئنم عاشق مهراب نمیشه و عشقش فقط عرفانه(حدیث جون من ضایعم نکن تورو خدا کاری بکن این عرفان و آشوب تا آخر عاشق هم باشن)وای حتی فکر جدایی این دوتا حالم رو خراب می کنه💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شک نکن همینطور خواهد بود

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    چقدر کثیفی مهراب. چقدر پستی. من میدونم امکان نداره که اشوب عاشق مهراب بشه. ولی اگر عرفان و بکشه، یا یه بلایی سرش بیاره. نمیتونم ببینم که اشوب تا اخر تو عشق عرفان میسوزه. توروخدا اینا رو بهم برسون حدیث

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    می‌بینی بعضیا می‌گن کاش عرفان حذف بشه و آشوب به مهراب برسه؟ حرصم در میاد یعنی :) آخه چطور ممکنه آشوب عاشق این پست فطرت بشه؟

    ۲ ماه پیش
  • الی

    0

    امیدوارم عاشق مهراب نشه.. که انگار قراره بشه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فکر نکنم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️