پارت صد و چهل و پنجم :

شهر بسیار شلوغ شده و سربازان با روحیه‌ای که گرفته بودند، ولوله به پا کرده بودند. صدای سربازانی که بیرون از دیوارهای شهر بودند نیز به گوش می‌رسید. نیروهایی از دژآسود و چند شهر متحدمان از راه رسیده بودند و چنان شور و شوقی در دل مردم شهر انداخته بود که همگی از شادی ورود آنها گرد هم جمع شده بودند و آواز می‌خواندند. عده‌ای هم بالای پشت بامها رفته بودند و از آنجا گل افشانی می‌کردند. اگر اجاز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هرا

    1

    البته بال نداره قراره چطوری باهاشون مبارزه کنه همشون میرن بالا

    ۲ هفته پیش
  • آوا

    0

    از نظر من بازم توانایی داره یا شاید خالق هم کمکش کنه

    ۲ هفته پیش
  • آوا

    0

    به نظر من بدون بال هم توانایی داره شاید خالق هم کمکش کنه

    ۲ هفته پیش
  • نازنین

    1

    پارت نداریم؟ واقعا حساس شده جریان

    ۲ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    ابیش چشم انتظارته دختر 😔

    ۲ هفته پیش
  • پرنیا

    1

    من عاشق رابطه چمروش با ماسیسم 😍😍

    ۲ هفته پیش
  • هرا

    1

    خودشو تبدیل میکنه مگه نه؟

    ۲ هفته پیش
  • هرا

    1

    ابیش کجایی دل تنگتیمم

    ۲ هفته پیش
  • هرا

    2

    باز ماسیس میخواد چیکار کنه:) اخر سر خودشو به باد میده

    ۲ هفته پیش
  • هرا

    1

    ای جانم وای هیرمان قویم بلاخرهه جنگ شروع شدد

    ۲ هفته پیش
کپی شد!