یادگار اولین مرگ به قلم معصومه علیایی و حدیث بلیار
پارت هشتم :
خبر؟ آن هم بین او و استاد پدرام دادفر؟چه خیال خامی.
جوابی به آتوسا که با نگاه مشتاقش منتظر جواب او بود نداد و دوباره معطوف استاد شد و همان دم بود که صدای خسته نباشید پدرام، خبر از تمام شدن کلاس داد.گویی از زندان آزاد شده باشد، به سرعت سر پا شد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
به خدا
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تازه فهمیدید؟
۴ هفته پیشBiti
1از حرف های آتوسا به این نتیجه رسیدم که کیمی می ره تو کما بعد زندگی قبلیش و میبینم و الان میخاد خرخره ب پدرام و بجوه🤣😎🎀
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نمیبینه، سفر در زمان میکنه و میاد تو زمان حال
۲ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
کیمیا قبلا توی کما بوده، همون موقع روح آذر وارد جسم کیمیا شده
۲ ماه پیشمحیا
0من که هنوز اسمارو قاطی میکنم😅
۲ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
یکم پیش بری اوکی میشی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
طبیعیه😂🤦🏻
۲ ماه پیشبرفین
0خدایی نکرده بلا دور باشه ازش خدایی نکرده فکر کنم هاتف آخر میمیره زمانی که هر دو عاشق هم شدن بعدشم آذر با عارف
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
انشالا همینطور باشه
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
شایدم همچین شد🙄
۳ ماه پیشنلا
0باید به عارف جایزه داد واقعا..این حجم از طرفدار وقتی حتی دو تا دیالوگم نداشته واقعا پشم ریزونه😂🎀🎀
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ببین بچم چقدر خوبه که نیومده دل برده از همه😌
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً👏🏻
۳ ماه پیشترنم
1جدی دلم برا آذر با همون کیمیا میسوزه دختر به این خوبی..اصلا ولش کن هیچکس لیاقتشو نداره مخصوصا هاتف یا پدرام
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
هاتف که اصلا حرفشم نزن😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عارف عارف عارففففف
۳ ماه پیشترنم
1خیلی قشنگه رمان واقعا از خوندنش لذت میبرم و کنجکاوم برا ادامه
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم مرسی ازت🥰
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم❤️
۳ ماه پیشفرشته
1فوق العاده مثل همیشه😍❤️
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم🥰
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مرسی جیگر
۳ ماه پیش...
1هعی حیف که من همیشه از شخصیت های شرور خوشم میاد اخر سر جنایی نشه آذر بخواد پدرام رو بکشه؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خوب اومدی ⚔️
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
🙄🙄
۳ ماه پیشسارا
1واقعا پدرام زن داره؟
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره
۳ ماه پیشستاره
1با اینکه ازش خوشم نمیاد ولی این پدرام ۴۰۴ گناه داره کاشکی زن نداشت فقط خدا نکنه آذر بره با داداش کوچیکه😭😂🥲
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
گناه نداره😕
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نه والا گناه نداره😂
۳ ماه پیشنگار
1جانم😱😳اگه پدرام زن داره پس لیاقت آذر رو ندارن پسره چلغوز😒آذر جونم این پدرام رو ولش کن😌 نکنه پرهام هم زن داشته باشه😵 جون من دیگه پرهام زن نداشته باشه از اولم باید آذر پرهام رو انتخاب میکرد پسره بیشعور زن داره من فکر کردم با خواهرش حرف میزنه یا یکی دیه آذر فعلا تا اطلاع ثانوی با هیچ کسی نباش💙💙
۳ ماه پیشنگار
1تا معلوم بشه پرهام هم زن داره یا نه🙂 مرسی حدیث جونم مرسی معصومه عزیزم که آنقدر خوب مینویسن من کلا غرق رمانم😃ماچ بهتون😘🥰💙💙
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربونت❤️
۳ ماه پیشنگار
1فدات خوشگلم🥰💙💙
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم قربونت برم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره واقعاً🥲از همون اولش باید با عارف ازدواج میکرد
۳ ماه پیشنگار
1وایی عارف منو ببخش تو لیاقت از هاتف بسیار بیشتره🥺😭 هعیی آذر وای آذر با این انتخابات(هرچند خودم هم اول انتخابات هاتف بود ولی فهمیدم زن داره کنسل شد)☺️💙💙
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بچم عارف خیلی مظلومه🥲
۳ ماه پیشنگار
1اصلا من نمی دونم عارف به این خوبی هاتف به این رومخی اصلا اینا کسی باهاشون معاشرت کنه به فکرشم خطور نمیکنه که برادرن😒عارف تو چرا آنقدر جنتلمنی آخه پسر تو یدونه ای😊💙💙
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
این دو تا داداش زمین تا آسمون فرق دارن با هم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه از هر پنج انگشت که نمیشه همهشون عین هم باشن...
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
وایسا پرهام بیاد باهاش آشنا میشیم کامل😁
۳ ماه پیشنگار
1اره دیگه منتظرم بیاد البته می دونم آنقدر این پسر خوبه که بعد صد سال هم عوض نمیشه😊💙💙
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مطمئن باش همینطوره
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله مثل اینکه
۳ ماه پیشفاطیما
1داستان خیلی قشنگ داره پیش میره عالیی بود🫶💕
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم🥰
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زنده باشی عزیز
۳ ماه پیشtara
1سلام رمان بسیار زیبایی بود واقعا لذت بردم از خوندنش ممنون از نویسنده های عزیز😍💜 فقط میشه بگین دقیقا پارت گزاری چه روزهای انجام میشه ؟
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
سلام ممنون عزیزم، فعلا شنبه یکشنبه و پنجشنبه پارت داریم ولی قراره روزای پارتگذاری عوض بشن که اطلاع میدیم حتما
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مچکرم♥️تایم پارتگذاری بزودی عوض میشه
۳ ماه پیشستاره
1امیدوارم دخترمون ازش انتقام بگیره پسره عوضیی😒
۴ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
داریم براش وایسا حالا😁
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یه آشی براش پختیم که صد وجب روغن روشه😂🔥
۴ ماه پیشزن حدیث
1ایی خدا زن چرا من همش باید حرص بخورم از دست شما؟ حداقل کمتر اذیتشون کن🫠 نمیگم نکن جون گوش نمیدی😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی یه خوابهایی واسه پدرام دیدیم یاسمن...
۳ ماه پیشزن حدیث
1زن دلمو آب نکن دیگه 😂🥺
۳ ماه پیشزن حدیث
1پدرام زن داره😐💔😂
۴ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بله😁
۴ ماه پیشزن حدیث
1خاک تو سرش😐😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره
۴ ماه پیشزن حدیث
1شانس منه🤦🏻 ♀️😂
۳ ماه پیشآتانازدلارام
1پدرام زن داره 😐عووق حالم به هم خورد چه خانمم خانمیم میگه چندش 🤮
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره😂🤦🏻
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0هاتف واقعا بی لیاقته