یادگار اولین مرگ به قلم معصومه علیایی و حدیث بلیار
پارت هفتم :
قاشق را برداشت و زیر نگاههای دزدکیِ عارف که دلیلِ آن همه زل زدن به خودش را نمیدانست، یک قاشق خورشت فسنجان روی برنجش ریخت و قاشق را سرجایش برگرداند.
نفسهای کلافه و بیصبرش را از میان لبهای نیمه بازش بیرون فرستاد.
تا آخر شام، نفهمید چه ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
کاش حرف بزنه واقعا،مرسی فاطیما جان
۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
❤️🌹
۳ ساعت پیشNEGAR
0قهرم باهات حدیث جونم😔اگه فقط نگار فارسی تا ابد پس منه نگار انگلیسی چی میشم؟ 😞😂😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نگار انگلیسی هم تا ابد🙃❤️
۲ روز پیشNEGAR
0سلام خوشگله آره دیگه دیدم اسمتو داشتم کامنتا رو میخوندم واسه همین انگلیسیش با حروف بزرگم کردم که قاطی نشیم البته از حق نگذریم تو فعال تر از منی و زود تر اومدی میشه گفت نگار یک تو نگار دو من😂😂😍
۲ روز پیشNana
0از بابای آذر خیلی خوشم اومد یه پدر باید همیشه اولین دوست دخترش باشه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صددرصد همینطوره. ولی توی اون گذشتهها اکثراً پدر و دختر عین دوتا غریبه میموندن. آذر از این لحاظ خیلی خوش شانسه
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
صد در صد، تو اون دوره زمونه کمتر پدر مادری همچین رابطهای با بچههاشون داشتن آذر به قول حدیث خوش شانس بوده
۲ روز پیشآتانازدلارام
0ماشاالله ماشاالله چقدر این هاتف سر به زیره آخه پسر اینقدر مودب سر به زیر جنتلمن 😐😐کجای این پرو سر به زیر بود آخه آقا مسعود
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خب خودشو تو دل مسعود جا کرده دیگه
۳ روز پیشآتانازدلارام
0این آقا مسعود منو یاد بابای خدا بیامرزخودم میندازه همون قدر شوخ ودوست داشتی ومهربون 😓
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
الهی خدا بیامرزتشون عزیزم🥲
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خدا پدرت رو بیامرزه عزیزم💔
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مگه شک داری که سر به زیره؟🤔😂
۳ روز پیشآتانازدلارام
0یکی هاتف سر به زیره یکی هم پسر عموی من
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
معلومه با پسرعموت خیلی زاویه داریا😂
۳ روز پیشسهیل۳۰
1با سلام و خداقوت رمان خیلی جذابی بنظر میاد عکسهای شخصیتها رو خیلی خیلی دوست داشتم بخصوص آذر
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درود. خیلی خوش اومدید به اینجاهم🌹
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون
۲ روز پیشنگار
1وایی خدا چرا آنقدر این مسعود خوبه ولی واقعا کجای هاتف سربه زیر و پسر خوبی به نظر میومده که این پدر بزرگوار آذر خانوم گفت سر بزیر و خوب بود🤔😐این پسر هرچی تو خودش داشت الا سر به زیری من فقط تو کف حرف بابای اذرم الهی بمیرم برات آذر که نمیدونی این معصومه و حدیث چه خوابایی برات دیدن😁🤣💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
جلوی مسعود فروتنی میکنه 😂😂
۳ روز پیشنگار
0هعیی هاتف ای هاتف💙💙
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
از دست هاتف😂
۳ روز پیشنگار
0وااقعا از دست هاتف😄💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آمان آمان😂
۳ روز پیشنگار
0وایی خدا هاتف چقدر دل ما رو خون کرده🤣😂🤣😆😆
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂هعی
۳ روز پیشنگار
0مارو بزارن تا صبح فقط از دست این هاتف آه ناله میکنیم از بس حرصمون داده این بی شعور جذاب(توجه:بی شعور جزو لقب های روزمره ای است که من به هاتف میدم)🤣🤣💙💙
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
هنوز که هاتف کاری نکرده،وایسین پارتای بعدی رو بخونیم😁
۳ روز پیشنگار
0وایی به حالی که بخواد پیشرفته بکنه خودی هم نشون بده😦من از حرص سکته میکنم که😭😭💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً🤦🏻♀️
۳ روز پیشنگار
0اره دیگه هم من جون مرگ میشم هم تو حرص میخوری😄💙💙
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
اصلا کار هاتف همینه، اومده حرصمون بده😂
۳ روز پیشنگار
0جون ولی خیلی حال میده یکی رو حرص بدی 😈من هم این هاتف رو درک میکنم بهش بگو اگه همکار میخواد من هستم نگران نباشه👍💙💙
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حتما بهش میگم😂
۳ روز پیشنگار
0مرسی ازت حتما بگو بهم💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
به قول معصومه؛ هاتف هنوز کار خاصی نکرده😂توی پارتهای آینده داره واسهمون
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
پیش مسعود شخصیت خوبشو نشون داده😂خوابای خیلی قشنگی براش دیدیم😌
۳ روز پیشنگار
0میگم من الان واقعا نگران شدم😮 با این همه مخاطب که این رمان داره نکنه این بار یه نگار چینی پیداش بشه😬والا بخدا اول که یه فارسی پیداش شد(که بنده می باشم😌) دوم انگلیسی فقط چینی کم مونده که جمع ما نگارا جمع بشه (اطلاعیه:البته من رو به قلبای آخر کامنتم بشناسید)🤣🤣💙💙
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
با همون قلبا میشناسیمت😂
۳ روز پیشنگار
0اره آفرین 💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نگار فارسی تا ابد🤍🤙🏻
۳ روز پیشنگار
0وایی عاشقتم دخی💙💙
۲ روز پیشسهیل۳۰
1و یه سوال؟ هر شخصیتی دوتا اسم داره این مربوط به اولای رمانه؟
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مربوط به کل رمان
۳ روز پیشعسل
0ببخشید حدیث جون جوابت رو نشون نداده بود متوجه نشدم😁
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم🩷
۳ روز پیشعسل
0سلام شخصیت هایی که دوتا اسم دارن یک اسمشون مربوط به گذشته و یک اسمشون مربوط به آینده رمان هست
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مرسی👌🏻
۳ روز پیشساحل
0میشه پارت بعدی رو با پارت هدیه بفرستید ؟ اخه میون پارت هاتون خیلی فاصله هست🤕حدیث جون مثل رمان آشوب برای این رمان هم پارت هدیه بده☹️
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ببینیم شماها چقدر رمان رو دوست میدارین که ما هم پارت هدیه بفرستیم😁
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
انشالله 🧡
۳ روز پیشساحل
0واو هاتف و چقدر جذابه عکسش😍😍
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😌😌
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عکسش آره ولی خودش بعید می دونم 🙂😂
۳ روز پیشساحل
0خسته نباشید حدیث و معصومه عزیز😍🥰ترکوندید تا اینجا
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم🥰
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مرسی ساحلی🥲🩷
۳ روز پیشاکرم بانو
0چقد عکس های همه شون کراشن،قبول نیست،نمیتونم از هیچ کدومشون چشم پوشی کنم🤦🤦
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
پس طرف همهشون باش😂
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم شما آزادی رو همهشون کراش بزنی
۳ روز پیشاکرم بانو
0راستی لازم دونستم به اقا مسعود بگم از ان نترس که های و هوی دارد،از ان بترس که سر به زیر دارد😂
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
موافقم😂
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احسنت👏🏻
۳ روز پیشNEGAR
0شی بگم به تنها چیزی که نیاز دارم الان یه پارت جدیده ولی خدایی دمتون گرم دارین گل میکارید حال میکنم حسابی وقتی رمانتونو میخونم😍💗
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عه یه نگار دیگه😁این بار به انگلیسی. مرسی عزیزدلم🤍
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم🥺ایشالله فردا پارت داریم
۳ روز پیشنگار
0سلام نگار👋منم نگارم البته من به فارسی تو به انگلیسی پس بهتر بگم Hi نگار چه نگار تو نگاری شد🤣🤣💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلام کردنت شبیه این مکالمههای درس زبان انگلیسی تو دبیرستان شد😂😂
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
موافقم حدیث😂
۳ روز پیشنگار
0اره دیگه گفتم من فارسی انگلیسی رو قاطی کنم تا مثلا عادلانه باشه🤣💙💙
۳ روز پیشنگار
0البته منو با این زبونم نبینید من خودم هم دبیرستانیم☺️ من خیلی مظلومم🫠💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عه موفق باشی
۳ روز پیشنگار
0مرسی عزیزم 💙💙
۳ روز پیشنگار
0فقط میتونم بپرسم از چه لحاظ موفق باشم؟🤔💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درس دیگه
۳ روز پیشنگار
0آهان اونو اگه من بخوام بهش فکر کنم که افسردگی میگیرم ولش بابا به هر حال مرسی ازت عسیسم 💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😁👌🏻
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...
فاطیما
0کاش عارف حداقل حرفی بزنه 🥲 واایی از دست هاتف🤣 پارت عالی بود دست هر دو نویسنده درد نکنه 🥰