پارت نهم :

اما همینکه وارد خانه شد، با به کار افتادن مشامش و بوی خاص خورشت کرفس را که احساس کرد، تمام چهره‌اش درهم کشیده شد. چقدر بدش می‌آمد از این غذا!

با همان چهره‌ی به عزا نشسته که از بوی بد خورشت نشأت گرفته بود، ساعت مچی اسپرتش را از دورِ مچش باز کرد ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!