پارت نوزده :

سارا عملاً اجازه نداد حتی یک دقیقه گوشه‌ای تنها بمانم. سارا دستم را گرفت و وسط جمعیت کشید.

ـ امشب حق نداری بری تو فاز غمگینِ هنری، فهمیدی؟

خنده کوتاهی کردم.

ـ فاز غمگین هنری دیگه چیه؟

ـ همینی که الان داری. فقط مونده بری لبه کشتی وایسی و به افق خیره شی.

اخم نمایشی کردم.

ـ خیلی حرف می‌زنی.

ـ به جاش تو خیلی فکر می‌کنی.

سارا بی‌آنکه فرص

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!