پارت هفده :

صدای تشویق‌ها هنوز داخل سالن جریان داشت، اما برای من همه‌چیز دور شده بود. انگار صداها از پشت دیوار می‌آمدند.چند نفر نزدیکم شدند. یکی از استادهای خارجی با لبخند چیزی گفت که نصفش را نفهمیدم.فقط سر تکان دادم.
یکی دیگر درباره مقاله پرسید.یک نفر گفت ارائه‌ات عالی بود.

سارا با ذوق بغلم کرد و گفت:

ـ دیدی گفتم از پسش برمیای؟

لبخند زدم یا حداقل فکر می‌کنم زدم. چون ذهنم ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!