وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت شصت و پنجم :
- آره، نمیدونستی مهمون داره؟
- نه راستش، مهمونش کی هست حالا؟
پاسخش مانند یک سطل آب روی سرم فرود آمد و کل وجودم را در شوک وحشتناکی فرو برد:
- الیور براون، پسر خانم مگی.
همین کافی بود تا حس کنم سقف شکافته شد و صاعقهای بر فرق سرم خورد.
مطمئنم اگر تا دو ثانیه دیگه پلک نزنم چشمانم مانند دو تیله مقابل پاهایم میافتند و سر میخورند.
- الا؟ خوبی؟
نگاهم را سمت چشمان کریستوف
لطفا صبر کنید...
