وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت شصت و چهارم :
جوری این حرف را بیان کرد که انکار به جای چنین جملهای گفته فردا غذای تریا سالاد سزار است! اما همین جملهاش با من کاری کرد که به وضوح حس کردم خون درون رگهایم یخ بسته.
- منظورتون چیه؟!
صدا از ته حلقم بیرون زد اما او باز هم با بیتفاوتی شانهای بالا انداخت و پاسخ داد:
- امروز صبح خبر رسید توی بازداشتگاه به وسیله چنگال غذاش خودکشی کرده. چنگال رو توی رگ دستش فرو کرده بود و بعد انقدØ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
قبول دارم یکم چندش آوره این روش😂ولی برای کسی که تو زندانه تنها راه خودکشی همینه. دقیقا دقیقا🤣
۱ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0الا چرا اینقدر سعی داره موضوع دوک سایه ی کاریزماتیکم رو از نولان پنهون کنه؟! درسته که شاید نولان نگران و عصبانی بشه ولی آخرش به ضرر خودش تموم میشه.. به به سبیل مدادی هم که بلخره تشریف آوردن خدا بخیر کنه..
۳ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
می ترسه از واکنشش، نولان حتی به رابطه اش با برایان هم هی گیر میده، نگران میشه اگه بفهمه یه ناشناس سیاه پوشی افتاده دنبالش رسما سکته میکنه بدبخت🫠😂 کاراکتر مورد علاقه تون که خیلی تحویلش گرفتین داره دوباره میاد😔😂
۳ ماه پیشاکرم بانو
0خوبه دیگه عالی شد. . . پسر مگی. داره میاد
۳ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
سبیل مدادی جون👀
۳ ماه پیشاکرم بانو
1لعنتی چطور تونست باچنگال اونکارو بکنه،حتی تصورشم پشم برام نذاشت
۳ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
خودمم موقع نوشتنش مچ دستمو محکم گرفته بودم😂
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

rey☆♡
0چنگاال اخهه🤦🏻 ♀️باید از جنی بیشترر مراقبت میکردنن اخه یکی یکی دارن هی مدارکو از دست میدن. و مارتا اگه سالم بود دوک اونو به الا نمیداد🤣🤣