پارت ده :

چند ثانیه همان‌جا پشت در ایستادم. به راهروی خالی خیره شدم.به جایی که چند لحظه قبل کیان آنجا بو یا فکر می‌کردم بود.


ضربان قلبم هنوز آرام نشده بود. انگار تمام هتل ناگهان شکل دیگری پیدا کرده باشد؛ دیوارها نزدیک‌تر، سکوت سنگین‌تر، و هر سایه‌ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!