پیمان به قلم زهرا باقری
پارت چهل و یک :
- خب آخه برای چی؟
- نمیدونم، فعلاً هم نرو داخل، داره میخوابه.
حامد گفت و میخواست از رو سکو رد بشه که انگار یهو پشیمون شد. چرخید سمتم و گفت:
- راستی حمید بهم گفت مشکلت چیه، سر شب هم رفتم به باغ سر زدم ولی خبری نبود!
با شنیدن این حرف مخم سوت کشید و نتونستم صدامو کنترل کنم:
- تو چیکار کردی؟!
- اولاً تو نه و شما، دوما، کاریو کردم که هر پدری میکنه.
- پدری کردن درست همین الان ی
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

Velora
2زهرا تروخدا پارت بیشتر بده،خیلی زود تموم میشند حداقل تا پنج دقیقه من طاقت ندارم انقدر صبر کنم😭😭🛐