پارت پنجاه و هشتم :

نعنا ، کل بدنش می‌لرزید و سرش گیج می‌رفت. گلوش اون‌قدر خشک شده بود که حتی انگار اجازه‌ی قورت دادن آب دهانش رو نداشت.
اجازه‌ی حرکتی نداشت ، تاریکی دقیقاً پشت سرش بود. تاریکی شکارش کرده بود. شب دوباره مانع درخشش خورشید شده بود.
شبی که ، عطرِ شر مطلقش حضورش رو لو داده بود ، اما نعنا اون‌قدر ترسیده بود که نمی‌تونست احساسش کنه. نعنا ، پوستش فهمیده بود ، تمام حس هایِ عصبی‌ش فهمیده بود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    0

    میراث گوگولی خطرناک

    ۳ هفته پیش
  • زولبیا

    1

    لیلی هست یا لِیلی؟

    ۱ ماه پیش
  • خانمx

    1

    چه پارت دارکی،حالا داره به اوج دارک رومنس بودنش میرسه، نعناا دستی دستی بدبخت کردی خودتو 🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • ....

    1

    خسته نباشید🌺

    ۲ ماه پیش
  • بلوبری 🫐💙

    8

    وای تورو خدا خیلی دلم میخوا بفهمه نعنا دختره کرم دارم به شدت 🤣🤧

    ۲ ماه پیش
  • وکیل کالی

    20

    «من آدم بی رحمی نیستم سپهر» اره بی رحم منم مشتی اینا چیه به خودت میچسبونی👍

    ۳ ماه پیش
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    3

    نعنا نه فقط یه اسکلت پیدا کرد بلکه با همون اسکلت تو یه اتاق زندانی شد.میخواد چه معامله ای میخواد بکنه با نعنا

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    1

    تا حالا خوبشو داشتی میدیدی 😁😁💚

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    1

    میراث حتی ممکنه خون آشام باشه،چطور ممکنه این بشر همیشه سرده

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    5

    میشه داداش منم همیشه سردم هیچوقت احساس گرما نکردم و دلیل این همه سردی میراث و من نبود گرمای واقعی محبت و اعتماد دیگران هست همیشه محبت های یه ظاهر گرمشون سرد بود و ما هم مثل خودشون سردیم چون از کسی که همیشه اطرافش خطر و دروغ و ترس و غم و بی احساسی هست انتظار گرم بودن نباید داشت 🥲💔🥀🥲🌑🥲🌑

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    ولی من منظورم سردی دستاش بود نه سردی شخصیتش💔

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    1

    من با کل وجود هستم💔🥀🥲

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    8

    این که توی اون صحنه میراث نعنا رو بغل کرد باید بهش آرامش میداد،ولی تصور این که تو آغوش قاتل اسکلتی که نیم متر باهات فاصله داره باشی واقعا ترسناکه

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    5

    داداش ما هرشب و هروز پیش کسایی هستیم که از بختک هم ترسناک ترن و ما دوم اوردیم حالا یه اسکلت ترسناک حتا اگه تو حلقش هم باشی باز هم در برابر ادمای اطرافمون هیچی نیست 🥲🖤💔🥀🥲

    ۳ ماه پیش
  • Rez

    2

    میراث زد به سیم آخر دروغ چرا این سایتش خیلیی خوشم میاد🫣

    ۳ ماه پیش
  • بچه نعنا

    3

    کالی حونم پشمام ریخت اگر نعنا قبول کرده بود الان ازاد شده بود

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    حس میکنم وقتی گفت این قاب و دوست دارم منظورش قاب نعنا و لیلی کنار همه ولی نمیتونم ثابتش کنم

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    6

    همونطور که نعنا برجستگیای میراث و حس میکنه، میراث هم وقتی اونطوری چسبیده به نعنا بالاخره باید یه چیزایی حس کنه نه؟یه چیزایی باید بفهمه

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    5

    بهم بگو کی ام برات؟آخه الان بچم چی بگه بهت مرد،بگه توروخدا ولم کن عروسک گردانم؟

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️