پارت صد و دوازده :

دست به صورتم کشیدم: می...می ام...اما نا ندارم سرمو بشورم! یه اب می ریزم فقط..بعد تو می رم!
برگشت و از پشت پنجره کنارم کشید: بیا...بیا...خودم سرتو شامپو می زنم!من بلدم...
زیر دوش، اول سر مرا ارام شست.اب ولرم حالم را جا اورد.حوله را دورم پیچید و پیشانی خیسم را بوسید: بهتر شدی؟ پیشانی ام را روی شانه اش گذاشتم: خیلی بهترم...مثل یک دختربچه ی مطیع و ارام شده بودم.دلم می خواست بیشتر در ان حمام لوکس و ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فریبا

    1

    شهرام خودش توی بد درگیری های قلبی و عقلی هست کاشکی آلاله با اون همکاری کنه تا میسر درست را انتخاب کنه ممنونم ازتون بابت رمانهای زیباتون🌹❤️

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا فریبا جان خوب تک داستانو گرفتی...

    ۱ ماه پیش
  • زهرا خ

    1

    خو چرا اعتراف نمیکنی دختر، بهش بگو عاشقتم شاید شهرام نظرش عوض شه هردفعه میگن دوستت دارم بعد میگن عاشق نیستیم، اصلا معلومه چتونه شما دوتا😂 همدیگه رو ماچ کنید صلوات بفرستید ما خو میدونیم عاشق همید.. تمام

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا به خدا

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    هندیه مگه زهرا؟😂😂😂

    ۱ ماه پیش
  • زهرا خ

    0

    😂😂 اره حالا چی میشه مگه هندی بشه ایران خو نیستن رفتن ترکیه، تازه لعبت و فیروزه هم هستن میشن بدجنسای فیلم هندی

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نه دیگه داستانمو تنزل نده! 😁 می دونی که آبکی نویس نیستم!

    ۱ ماه پیش
  • شیوا

    1

    پاش خودتو جم کن شهرام می زنم می کشمتاا 😅😅 یالا یه کاری کن من عاشق داستاناتم مهشاد جون ی وخ تموم نکنی بری الان نوشتی سرمستی تمومه جلدش مگه جلد دو داره ؟ واای 😢😢

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    خوب چرا بهش نمیگه عاشقش شده اون که گفت گرفتارش شده ای بابا

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    چی بگم سرو جون؟

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    بازم خوبه مثل بقیه نویسنده ها نگفتی من نمیدونم 😁😁😜

    ۱ ماه پیش
  • نسترن

    2

    خدایا آدمو اینجوری گرفتار نکن

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    جیگر نسترن فهمیده ی خودم🥰

    ۱ ماه پیش
  • کیانا

    5

    ای بابا چرا اینا اینجورین !! الان گفت دوست داره هیلی ، باز میپرسه عاشقمی!! همش درگیر رفتن و موندنن خب بکم لذت ببریم ما ام از رابطشون دیگه خیلی تو مخی شده 😂

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    درون آدما همینه عزیزم اگه بخوای روانشناختی کنی

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    وا مگه رمان هندی ابکیه؟؟؟ 😂😂😂 اونم شهرام؟ آنقدر سفت وسخته! به زور عقد کرده! بعد در عرض ۵ ماه بیاد بگه باشه دوست دارم می گیرمت! به نظرت خیلی آبکی نیست؟ منطقیه؟ من اینطوری بنویسم همین خود شما می گی وا! چرا اینطوری شد...خلاصه که من بهترین رمانم باشه باز غر می زنید! بهتره من کار خودمو بکنم قشنگا😬💪💪💪

    ۱ ماه پیش
کپی شد!