طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و چهل و یک :
آترا با حرص ابرو در هم میکشد:
- مگه چیکار کردم؟ ها؟ اگر پسرتون جای من بود اشکالی نداشت؟! من اون آدم رو دوست دارم شما هم بیدلیل نمیتونین جلوم وایسین دوران زور گفتن تموم شده این رو به بابا بگین!
نوشین مات شده با آترا خیره میشود و سرتکان میدهد:
- با این رفتار و حرفات یکمم بخوام جلوی بابات ازت دفاع کنم دهنم رو بستی!
- شما همون سر سفره عقد هم نخواستین که حرف بزنین چون نظرتون ب
لطفا صبر کنید...
م
1نیکداد آدم انتقام گرفتن نیست،کاش زودتر ازدواج می کردن،قبل اینکه آترا گذشته رو بفهمه و فکر کنه بخاطر انتقام بهش نزدیک شده 🥺🙏🏻