آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت پنجاه و هفتم :
دستش که دور کمرم شل شد، مرگ رو با چشمهای خودم دیدم.
ای...این کوله تو دست آرش چیکار میکرد؟!
دستمو محکم به میز گرفتم تا پس نیفتم.
صدای نفسهای سنگین و وحشت زدهام توی مغزم میپیچید و نمیشنیدم حرفهای آرش رو.
امکان نداره! امکان نداره این همه بدشانسی و تیره بختی!
حرارت از سمت نگاه مهراب که جرئت نداشتم بهش نگاه کنم، کل تنم رو به آتیش کشیده بود.
آرش با اون لبخند کثیف و
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
کیوت
۱ ماه پیشنگار
0مهراب من فقط میخوام تورو بکشم یعنی بزرگترین آرزوم همینه مرتیکه گوربه گوری عوضی شیطان صفت وایی الان سر آشوب چه بلایی میاد😥عالی بود حدیث جونم💙💙
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بنظرت بزنم بکشمش که از دستش خلاص شیم؟ :)
۲ ماه پیشنگار
0اره جون من بزن بکشش از دستش نفس راحت بکشیم😄💙💙
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چشم بزودی
۲ ماه پیشنگار
0چشمت سلامت مرسی🥰😄💙💙
۲ ماه پیشBiti
1نهه ،نمبدونم چرا ولی نمبخنم مهراب بمیره😂😎
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
طرفشی پس
۱ ماه پیشBiti
0وایساا هذمش کنمم،الان چیشدد،خب آشوب می تونست از قدرتش استفاده کنه و از خودش دفاع کنهه،مهراب گور به گوری ایشالا خبرت بیاد الاغغ
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تو مگه فن مهراب نبودی؟😂
۱ ماه پیشمعصومه
0مهراب محو بشی الهی، کشتی بچمو😭
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هرچقدر بگم لعنت بهش بازم کمه
۲ ماه پیشنسترن
0مهراب الهی تکه تکه بشی.حدیث خداحق میزاشتی که روز از اعترافوش بگذره بعد به کشتن میدادیش😭
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤦🏻🤦🏻🤦🏻
۱ ماه پیشسارا
1چیشد الان خودم موندم برگام رفت💚
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😉
۲ ماه پیشدیانا
1کاش اشوب یاد بگیره هرچه زودتر بتونه از قدرتش استفاده کنه. قدرتی که وقتی عصبانی میشه فعال میشه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره دقیقاً
۲ ماه پیشدیانا
0واقعا بهش نیاز داره:)
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم بتونه...
۲ ماه پیشافسون
0عزیزم بلخره یه چالش بزرگتر اینکه همه ی اجنه شکل ظاهری بین آدمها دارند و قیافه ی واقعی شان نیستن خیلی هیجان انگیز بود مثل آرش ولی اینکه مهراب هم جزوشون وآیا ضعیف تره ازشون یا دسته بندی دارن جالبه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اتفاقاً من به آرش شک دارم🧐ممکنه از جنس مهراب اینا نباشه اصلاً
۳ ماه پیشSaina
0الان من یکم گیج شدم ینی واقعا آشوب مرد؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اینطور که مشخصه، بله
۳ ماه پیشمینا
0وایی پناه برخدا
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🫠
۳ ماه پیش...
0اشوب؟.. واقعاا
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
واقعاً💔
۳ ماه پیشتی دا
0خیلی قشنگ بود ممنونم . کاش اشوب حالش خوب بشه و حساب مهراب واون مادر عوضیش رو برسه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حالش خوب بشه؟ آشوب مُرد!
۳ ماه پیشفاطمه
0وای آشوب عزیزم 🥺🥺حدیث جان ممکنه آشوب برگرده یا واقعیت نداشته باشه مرگش چون خوندن این رمان مزه اش بدون آشوب تلخه واقعا😞
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله واقعاً کل مزهی رمان به آشوب بود:)
۳ ماه پیشFatemeh
0کاش مهراب میمرد به دست آرش خاک بر سر 😒
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🥲💔
۳ ماه پیشزن حدیث
0خدانکنه زبونتو گاز بگیر زن
۳ ماه پیشFatemeh
0من آخرشو بد متوجه شدم فک کردم مهرابو گور به گور کرد آرش الان متوجه شدم آشوب بود الهی بمیری آرش از مهراب خبیث تری شیطان جلوت تعظیم میکنه بیشعور😭😭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره آشوب رو از دست دادیم💔:)
۳ ماه پیشنفس
0یعنی نیروی آشوب ممکنه انسانی نباشی
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فعلاً موضوع مهمتری در پیش داریم. باید ببینیم پایانِ آشوب و مرگش واقعی بوده یا قراره برگرده پیشمون
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0اره بچمم به این کیوتیی