پارت پنجاه و هفتم :

دستش که دور کمرم شل شد، مرگ رو با چشم‌های خودم دیدم.
ای...این کوله تو دست آرش چیکار می‌کرد؟!
دستم‌و محکم به میز گرفتم تا پس نیفتم.
صدای نفس‌های سنگین و وحشت زده‌ام توی مغزم می‌پیچید و نمی‌شنیدم حرف‌های آرش رو.
امکان نداره! امکان نداره این همه بدشانسی و تیره بختی!
حرارت از سمت نگاه مهراب که جرئت نداشتم بهش نگاه کنم، کل تنم رو به آتیش کشیده بود.
آرش با اون لبخند کثیف و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • Biti

    0

    اره بچمم به این کیوتیی

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کیوت

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    0

    مهراب من فقط میخوام تورو بکشم یعنی بزرگترین آرزوم همینه مرتیکه گوربه گوری عوضی شیطان صفت وایی الان سر آشوب چه بلایی میاد😥عالی بود حدیث جونم💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بنظرت بزنم بکشمش که از دستش خلاص شیم؟ :)

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    اره جون من بزن بکشش از دستش نفس راحت بکشیم😄💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشم بزودی

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    چشمت سلامت مرسی🥰😄💙💙

    ۲ ماه پیش
  • Biti

    1

    نهه ،نمبدونم چرا ولی نمبخنم مهراب بمیره😂😎

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    طرفشی پس

    ۱ ماه پیش
  • Biti

    0

    وایساا هذمش کنمم،الان چیشدد،خب آشوب می تونست از قدرتش استفاده کنه و از خودش دفاع کنهه،مهراب گور به گوری ایشالا خبرت بیاد الاغغ

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تو مگه فن مهراب نبودی؟😂

    ۱ ماه پیش
  • معصومه

    0

    مهراب محو بشی الهی، کشتی بچمو😭

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هرچقدر بگم لعنت بهش بازم کمه

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    0

    مهراب الهی تکه تکه بشی.حدیث خداحق میزاشتی که روز از اعترافوش بگذره بعد به کشتن میدادیش😭

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤦🏻🤦🏻🤦🏻

    ۱ ماه پیش
  • سارا

    1

    چیشد الان خودم موندم برگام رفت💚

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂😉

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    1

    کاش اشوب یاد بگیره هرچه زودتر بتونه از قدرتش استفاده کنه. قدرتی که وقتی عصبانی میشه فعال میشه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره دقیقاً

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    واقعا بهش نیاز داره:)

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امیدوارم بتونه...

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    0

    عزیزم بلخره یه چالش بزرگتر اینکه همه ی اجنه شکل ظاهری بین آدمها دارند و قیافه ی واقعی شان نیستن خیلی هیجان انگیز بود مثل آرش ولی اینکه مهراب هم جزوشون وآیا ضعیف تره ازشون یا دسته بندی دارن جالبه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اتفاقاً من به آرش شک دارم🧐ممکنه از جنس مهراب اینا نباشه اصلاً

    ۳ ماه پیش
  • Saina

    0

    الان من یکم گیج شدم ینی واقعا آشوب مرد؟

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینطور که مشخصه، بله

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    0

    وایی پناه برخدا

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🫠

    ۳ ماه پیش
  • ...

    0

    اشوب؟.. واقعاا

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    واقعاً💔

    ۳ ماه پیش
  • تی دا

    0

    خیلی قشنگ بود ممنونم . کاش اشوب حالش خوب بشه و حساب مهراب واون مادر عوضیش رو برسه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حالش خوب بشه؟ آشوب مُرد!

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    وای آشوب عزیزم 🥺🥺حدیث جان ممکنه آشوب برگرده یا واقعیت نداشته باشه مرگش چون خوندن این رمان مزه اش بدون آشوب تلخه واقعا😞

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله واقعاً کل مزه‌ی رمان به آشوب بود:)

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    کاش مهراب میمرد به دست آرش خاک بر سر 😒

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🥲💔

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    خدانکنه زبونتو گاز بگیر زن

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    من آخرشو بد متوجه شدم فک کردم مهرابو گور به گور کرد آرش الان متوجه شدم آشوب بود الهی بمیری آرش از مهراب خبیث تری شیطان جلوت تعظیم میکنه بیشعور😭😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره آشوب رو از دست دادیم💔:)

    ۳ ماه پیش
  • نفس

    0

    یعنی نیروی آشوب ممکنه انسانی نباشی

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعلاً موضوع مهم‌تری در پیش داریم. باید ببینیم پایانِ آشوب و مرگش واقعی بوده یا قراره برگرده پیش‌مون

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️