سیاهی لشگر به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و هشتاد و سوم :
نچی کردم و یه مبل اونطرفترش نشستم.
دستی کلافه به صورتش کشید و به جلوش خیره شد.
یکم تو سکوت همونجوری ثابت موند و منم توی همون حال داشتم توی ذهنم به چند تیکه مساوی تقسیمش میکردم.
فکر کرده دوران مجردیشه بره بین اون همه پلنگ!
یه بارم نگفت پاشو تو با من بیا.
یهو برگشت و نگاهِ حرصیم رو شکار کرد.
- یه دلیل بیار که چرا نمیذاری برم؟
بیحرف بدون تغییر حالت نگاهم، اشاره
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
4کِی دوباره پارت داریم الهه جون ؟؟🥲🥲
۴ هفته پیشمهدیه
1اصلا حال روحیم خوب شد با این پارت😍😍 الهه جان نازنین ممنونم بابت پارت قشنگت🥰🥰
۴ هفته پیشفاطی
1وایی چقدرهه قشنگگ و اکیلیلیی بود لذت بردیم لطفاً دوباره از این قشنگاا بزارر که طولانی و لاولی باشه 😁😁🥹💞
۴ هفته پیشگندم
1آخوداا چقده رمانتیک و جذاب ،اینجا دیگه ی کیس لازمه
۴ هفته پیشم
1حالا خوبه تا حالا پسرونه می پوشید این تیپو زده وگرنه همون نیم متر پارچه هم مثل بقیه نمی پوشید 😮🙏🏻
۴ هفته پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
نه نه اینو اشتباه متوجه شدید، نیهان پسرونه تیپ نمیزد، فقط موهاش رو به خاطر فشار روحی و روانی کنکور کوتاه کرد، وگرنه تیپ و قیافهش کامل دخترونه بود
۴ هفته پیش...
2به به چه پارت طولانی و بسی خیلیی قشنگ و زیبایی🥹به خدا عالیی هستن محمد ونیهان
۴ هفته پیشریحان🌱
1زیباا بود🥲🤌🏻🌱
۴ هفته پیشم
1حالا خوبه تا حالا پسرونه می پوشید این تیپو زده وگرنه همون نیم متر پارچه هم مثل بقیه نمی پوشید 😮🙏🏻
۴ هفته پیشمریم
2چقدر جالب زیبا مینویسی عزیزم😍😍
۴ هفته پیشباران
2🥲🥲چه نازن اینا
۴ هفته پیشLeila
2وای خداا چقد خوبین شماا😭😭
۴ هفته پیشالهه آبدار
4روی اسم نویسنده بالای پارت کلیک کنید و از قسمت پروفایل نویسنده، پایین صفحه وارد چ.ن.ل.م بشید و عکس و موزیک مرتبط با این پارت رو ببینید. خیلی دلبره🥹✨
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

....
0اَگودوو🥺😭😭