ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت بیست :
دفتر پاره شده را به سینه چسباند و حس کرد نفسش درست بالا نمیآید. قلبش تند میزد و دستهایش مثل یخ سرد شده بود. سرش گیج رفت. دردی در ستون فقراتش پیچید و به قلبش رسید. بغض بیرحمانه به گلویش زخم زد و قطرهای اشک روی جلد دفترچه چکید. نفس عمیقی کشید و چشمهایش را بست. ثانیهای بعد، با دستهای لرزان دفتر را از خودش جدا کرد.
موجی عصبی سرتاسر بدنش را گرفته بود. دلش میخواست فریاد بزند اما ص
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
خودش دست و پا داره بره دیگه! یه تکونی باید به خودش بده این بچه
۳ روز پیششادان
0کاش ولی عطا النازم با خودش میبرد
۳ روز پیششادان
0خوب الناز اینقد میتونه جلوی خودشو بگیره و نره خونه ی عطا رو ببینه چه شکلیه
۳ روز پیششادان
0رفتن عطا برای همه ما سختهه😭😭
۳ روز پیششادان
0اخی ..ایگو بیچاره به خاطر الناز اخراج شد ..
۳ روز پیشفرشته
0آخه چطور یه رمان می تونه بی نهایت دلبر باشه؟ 😍😍❤️❤️
۳ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
چطور یه خواننده میتونه اینقدر خوش انرژی باشه؟؟😍
۳ ماه پیشفرشته
0چون رمانی که می خونم دل می بره و نویسنده ی رمان هم بهترینه😍❤️ جان دلمی بانو❤️
۳ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عزیز دلی شما 😍
۳ ماه پیشفرشته
1😍😍😘😘❤️❤️❤️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0الان عطا بره الناز با کی بره سرکار صبحها؟؟