ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت نوزده :
صدای خش خشی خفه به گوش رسید. آنقدر خفیف که در لحظهی اول، کسی جز الناز و عطا متوجه آن نشدند. ثانیهای بعد، صدا بارها تکرار شد و هربار واضحتر از قبل. نفس در سینهی الناز گره خورد. دست امیرعباس همراه با قاشق غذا میان زمین و هوا ماند و اخمهایش درهم شد. هیچوقت از این صدا خوشش نیامده بود و نارضایتی در تمام هشت ماه گذشته در نگاه و کلام و رفتارش دیده میشد.
سپنتا در آرامش مشغول غذا خوردن
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فرشته
0خیلی جذابه این رمان😍❤️