جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت نود :
«میراث هیولا»
- مامان؟ مامان اینجایی؟
صدام بین دیوارها منعکس میشد و به خودم برمیگشت و حس غریبگیم رو بیشتر میکرد.
دور خودم چرخیدم و با نگاهی گُنگ و ناآشنا به اطرافم نگاه میکردم. به دیوارهای غول آسا و بزرگ سنگی که رنگ سفیدشون همرنگ روح بود، چرا سقف این خونه انقدر مرتفع و بزرگه؟ چرا همه چیز سفیده؟ دیوارها، درها... از پنجرهها هیچ نوری نمیاومد انگار مات بودن ولی... بازم
مطالعهی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
انار
5مغزم ارور داده دختترر بعضی وقتا میگم تو مغز حمیده چی میگذره دختر مغزمم ترکید 🤯چی خلق کردیی
۱ ماه پیشفاطمه
2وای من نمیفهمم چیشد دقیقا؟ یکی بیاد بهم تفهیم کنه وای زن چی نوشتی!!
۲ ماه پیشهانالیا
6نلین داره به هانا هشدار میده که اشتباه اونو تکرار نکنه اشتباهی که نلین کرد ولی تقاصش رو جامین پس داد حالا نلین داره سعی میکنه به هانا بفهمونه که نباید عاشق ایلیا بشه و اینکه این اشتباه بزرگیه
۳ ماه پیشmayi
4وای اصلا این پارت>>>>> بخدا یه حالت خاصی داشت پارتش نمیدونم هیجانی بود چی بود ولی همش موهای دستم سیخ میشد
۳ ماه پیشmayi
1واایی حاجی پشمام
۳ ماه پیشوکیل نگار
4برگانم ریخت حمیده هنوز تو شوکم اصن باورم نمیشه وای
۳ ماه پیشزن هفتم آشر
13یه سوال دارم، الان نلین روی تخت جامین خودارزیابی(متوجه بشید خودتون😂) کرده یا با جامین چیز کرده؟
۳ ماه پیشفاطی
8حمیده بیا پاسخگو باش که چرا پسرای نلین باید شبیه جامین باشن؟ اخه ننه پادشاه گفت که نلین فقط دخترشو دوست داشت و اینکه اشاره شد جامین چشم هاش ابیه و ماسک داره دقیقا مثل پسرای نلین که چشم هاشون ابی بود و صورتشون نقص داشت.. بیا بگو که دارم به بیراهه میرم و اشتباه میکنم
۴ ماه پیشزن امیر
5خب میگن حلال زاده به داییش میره🤷 ♀️
۴ ماه پیشموی زائد طلایی ایلیا
30یه جمله دارک بگم؟ "داییش باباشه"💀
۴ ماه پیشزن مهرداد
27عمش هم مامانشه💀برگام تازه داداشش هم میشه پسرعمش هم میشه پسرداییش
۴ ماه پیشموی زائد طلایی ایلیا
8شد فیلم ترکی 😂😂
۴ ماه پیشنینای
4کدوم خواهر بردار باهم چیز کردن تو رمان من نفهمیدم نلینو جامین؟
۴ ماه پیشزن مهرداد
1اره نلین و جامین
۴ ماه پیشزن امیر
3اقا پشمام من فکر میکردم خواهر و برادر اگه باهم چیز کنن حامله نمیشن
۴ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
۴ ماه پیشجد پفیوز اندرس
0شکم به واقعیت تبدیل شد پشمامم😭
۴ ماه پیشفزیبا
4اینجاس که میگه حرومزادها من هنوز زنده ام
۴ ماه پیشزن جامین
0حمیده من نیاز ب تبدیل شدن لنیستر دارم مرسیممون
۴ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
از این خاندان متنفر بودم
۴ ماه پیشافسون
1سلام به خوب ترین و بهترین نویسنده واقعا خود آگاتا کریستی هم بیاد نمیتونه اینقدر با احساس بی نظیر داستان و بپیچونه دمت گرم دختر واقعا باید بریم پوآرو رو بیاریم معماهارو حل کنه خدایی 🤣👏👏بچه ها دقت کردین ۲۲۵ کامنت داشتیم دم شماهاهم گرم 😗😘واقعا هیچ رماتی اینقدر باحال و خاص نیست و طرفداراش هم 🤗🤭😋
۴ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
ماچ بهت
۴ ماه پیشزید ایلی
2حمیده خوابایی که میبینم رو به صورت رمان دراورد تو این پارت
۴ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
منظورت چیه😭
۴ ماه پیشیکی
9این زی زی چه سگ گونه بمیر دیگه
۴ ماه پیشAylar
5دلم برای ایلیا تنگ شد میگم بچه ها پارت کی داریم ؟؟
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
2ای بابا تو این هیری ویری زاویرو کم داشتیم بابا بمیر دیگه هرکی جا تو بود هفتا کفن پوسنده بود. این خواب هانا چی بود دیکه اخه؟ یعنی جامین و نلین چیز کردن یعنی این بوده گناه بزرگ جامین؟ وای مغزم درد گرفت