جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت نود :
«میراث هیولا»
- مامان؟ مامان اینجایی؟
صدام بین دیوارها منعکس میشد و به خودم برمیگشت و حس غریبگیم رو بیشتر میکرد.
دور خودم چرخیدم و با نگاهی گُنگ و ناآشنا به اطرافم نگاه میکردم. به دیوارهای غول آسا و بزرگ سنگی که رنگ سفیدشون همرنگ روح بود، چرا سقف این خونه انقدر مرتفع و بزرگه؟ چرا همه چیز سفیده؟ دیوارها، درها... از پنجرهها هیچ نوری نمیاومد انگار مات بودن ولی... بازم
مطالعهی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
3حمیده بیا پاسخگو باش که چرا پسرای نلین باید شبیه جامین باشن؟ اخه ننه پادشاه گفت که نلین فقط دخترشو دوست داشت و اینکه اشاره شد جامین چشم هاش ابیه و ماسک داره دقیقا مثل پسرای نلین که چشم هاشون ابی بود و صورتشون نقص داشت.. بیا بگو که دارم به بیراهه میرم و اشتباه میکنم
۴ هفته پیشزن امیر
4خب میگن حلال زاده به داییش میره🤷 ♀️
۴ هفته پیشموی زائد طلایی ایلیا
20یه جمله دارک بگم؟ "داییش باباشه"💀
۴ هفته پیشزن مهرداد
19عمش هم مامانشه💀برگام تازه داداشش هم میشه پسرعمش هم میشه پسرداییش
۴ هفته پیشموی زائد طلایی ایلیا
5شد فیلم ترکی 😂😂
۴ هفته پیشنینای
1کدوم خواهر بردار باهم چیز کردن تو رمان من نفهمیدم نلینو جامین؟
۳ هفته پیشزن مهرداد
0اره نلین و جامین
۳ هفته پیشزن امیر
1اقا پشمام من فکر میکردم خواهر و برادر اگه باهم چیز کنن حامله نمیشن
۴ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
۴ هفته پیشجد پفیوز اندرس
0شکم به واقعیت تبدیل شد پشمامم😭
۴ هفته پیشفزیبا
2اینجاس که میگه حرومزادها من هنوز زنده ام
۳ هفته پیشزن جامین
0حمیده من نیاز ب تبدیل شدن لنیستر دارم مرسیممون
۴ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
از این خاندان متنفر بودم
۴ هفته پیشافسون
0سلام به خوب ترین و بهترین نویسنده واقعا خود آگاتا کریستی هم بیاد نمیتونه اینقدر با احساس بی نظیر داستان و بپیچونه دمت گرم دختر واقعا باید بریم پوآرو رو بیاریم معماهارو حل کنه خدایی 🤣👏👏بچه ها دقت کردین ۲۲۵ کامنت داشتیم دم شماهاهم گرم 😗😘واقعا هیچ رماتی اینقدر باحال و خاص نیست و طرفداراش هم 🤗🤭😋
۴ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
ماچ بهت
۴ هفته پیشزید ایلی
1حمیده خوابایی که میبینم رو به صورت رمان دراورد تو این پارت
۴ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
منظورت چیه😭
۴ هفته پیشیکی
6این زی زی چه سگ گونه بمیر دیگه
۴ هفته پیشAylar
3دلم برای ایلیا تنگ شد میگم بچه ها پارت کی داریم ؟؟
۴ هفته پیشبی نام
3یکی به من بگه ایلیا کجاست و اینکه ایلیا همچین کاری با هانا نکرده
۴ هفته پیشفاطمه زهرا
1بچه ها من این پارتو دقیق متوجه نشدم..اولش وقتی رفت پیش جامین در نقش نلین بود بعدش شدن هانا و ایلیا و بعد دوباره جامین و نلین؟یکیی واسمم توضیحح بدههستتزینیپبحبومینبنین
۴ هفته پیشتوت فرنگی از باغ شیث
2حس میکنم این خواب ی جورایی میخواست به هانا بفهمونه که ایلیا از نوادگانه جامین چون ایلیا چشمایی شبیه جامین داره از طرفی اینم میخواسته بگه که درآینده هانا ی کاری میکنه که ایلیا از دستش خیلی عصبی میشه
۴ هفته پیشفاطمه زهرا
0نه من کلا نفهمیدم جریانو از وقتی رفت توی اتاق جامین🙏
۴ هفته پیشفاطمه زهرا
0من که زیاد نفهمیدم چخبره،ولی خیلی خفن بود🛐🛐
۴ هفته پیشروباه قرمز استوایی
0خدایا اون سایه پشت نلین کی بود؟؟ باور کن بیان بهم بگن شاران بود یا آکو بود عمرا تعجب کنم اما یه سوال علمی شاران می دانست نلین با جامین خوابیده چون مسلما خوده نلین بخاطر خودشم شده نمیگه جامین هم که اصن معلومه پس مسلما شاران یا آکو گفتن دیگه یا اون سایه پشت سر نلین
۴ هفته پیشCherry lady
0حاجی من احساس میکنم زاویر از جامینه 😃 مشخصات ظاهریشم میخوره
۴ هفته پیشمنن
0حمیده من بکم گیج شدم الان یعنی نلین با جامین خوابیده ؟پس ایلیا چی میگفت این وسط تازه چرا هانا باید مقصر باشه درواقع مقصر چی
۴ هفته پیشMyla
3شاید واقعا کرم از نلین بوده بابت همین جامین همیشه خواسته نلینو به دست بیاره یا شاید از مردمش انتقام بگیره بابت همینم دنبال هرکسی بودن که از نسل نلین مونده یعنی خب خانواده کلیئو زو که اتیش و تجاوزو اینجور چیزا نهایت کشتن ولی وقتی فهمیدن کلیئو زندست لونم میخواستن تا الانم که دنبال هانا بودن
۴ هفته پیشMyla
2از طرفی هم به ما مسلم شد هاووک جامینیه و اون کلیئو رو نجات داد پس چرا پسش نداد به جامین یا حتی هانارو هم میتونست به راحتی بده دستشون شاید اصلا همه ی جنگ هارو شاران راه انداخته نمیدونم
۴ هفته پیششیوا قلمبه
1بعد تو فعک کن جامینیا بفهمن کلیئو هم زندس😂🤌🏾
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

زن هفتم آشر
5یه سوال دارم، الان نلین روی تخت جامین خودارزیابی(متوجه بشید خودتون😂) کرده یا با جامین چیز کرده؟