ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت نوزده :
صدای خش خشی خفه به گوش رسید. آنقدر خفیف که در لحظهی اول، کسی جز الناز و عطا متوجه آن نشدند. ثانیهای بعد، صدا بارها تکرار شد و هربار واضحتر از قبل. نفس در سینهی الناز گره خورد. دست امیرعباس همراه با قاشق غذا میان زمین و هوا ماند و اخمهایش درهم شد. هیچوقت از این صدا خوشش نیامده بود و نارضایتی در تمام هشت ماه گذشته در نگاه و کلام و رفتارش دیده میشد.
سپنتا در آرامش مشغول غذا خوردن
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ولی یه نفر هست که نمیتونن پاکش کنن😎
۴ روز پیشفرشته
1خیلی جذابه این رمان😍❤️
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
نظرات شما جذابتره خب🥰😘
۴ ماه پیششادان
0والا منم همین نظرو دارم هرچی جلوتر میره جذابتر میشه..
۴ روز پیشفرشته
1فوق العاده بود😍 شاهکاری به یادماندنی❤️
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عزیز منی شما😍
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0یعنی این بیست و چهارسالگی چخبر بوده که اینجوری از همه جا پاکش کردن