ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت چهارده :
ردپای عطا در تکتک لحظات زندگیاش به چشم میخورد. آب دهانش را قورت داد و سوال تکراری تمام دو سال گذشتهی ذهنش، باز هم سرکی به افکارش کشید. واقعا تا آن سن، کسی در زندگیاش نبود؟
با خودش عهد کرد این بار جدیتر از قبل این سوال را از عطا بپرسد و تا وقتی به جواب درستی نرسیده، دست از سرش برندارد.
«غیرتی باشه اما وحشی نه! مثلا رژمو خودش کمرنگ کنه و موهامو بده زیر شال اما زور نگه!»
این
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از نظرت عزیز دلم💜💜
۴ هفته پیشفرشته
0خداکنه زودتر همه چیز رو به یاد بیاری الناز! چه قدر گناه داره الناز.. چرا کسی چیزی بهش نمیگه خب🥺💔 به نظر من بی خبری بدتر از دونستن هر حقیقتیه!
۴ هفته پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
دقیقا بیخبری از همه چی بدتره🥺😢
۴ هفته پیشفرشته
0وای خدا.. مُردم از خنده😂😂 از دست عطا😂😂
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

فرشته
0شاهکاری که دل می بره❤️ جذاب و بی نظیر و فوق العاده دوست داشتنی❤️