پارت پنجاه و ششم :
درِ درمانگاه با ضرب محکمی بسته شد و صدای بسته شدنش مثل یه تلنگر برای آوا بود. که به خودش بیاد ، که از اون حرارتش کم شه.
نفسِ لرزونش رو با حرص بیرون داد. بیاختیار پشت لبش رو با آستین روپوش سفیدش پاک کرد. دلش میخواد اونقدر لبهاشو پاک کنه که هیچ اثری از اون بوسه نمونه.اما ذهنش چی؟ مگه میتونست فراموش کنه مانی چطور به وجودش نفود میکرد؟
ردِ وجود مانی پاک نشدنی بود!
ـ «خل...»
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
0خسته نباشید🌷
۲ ماه پیشمتین
3بچه ها فکر کردین چرا در باز شده چون میراث میخواد لیلی و به سپهر نشون بده که تیر خلاص جدایی یونا با سپهر باشه😌
۲ ماه پیشBiti
12فکر کنم رمز آرامگاه فاک یو بود😂
۲ ماه پیش......
0خسته نباشی🌷
۳ ماه پیش𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪
5چرا حس میکنم اینم نقشه ی میراثه که در واسه نعنا باز شد
۳ ماه پیشسارا
5میشه بگیم به خونت خوش اومدی ؟💚
۳ ماه پیشجوجه اردک زشت
3میراث شب به وقت روشنایی غیب میشد وشب با نقشه های نفرین شده ش برمیگشت 🫠✨
۳ ماه پیشجوجه اردک زشت
2من که اصلا اعتماد ندارم در خودش باز شده باشه🗿
۳ ماه پیشNnnn
3موهاس پشت گردن نعنا که سیخ میشه یعنی میراث در کمینه😂مثل وقتایی که موهای ویل سیخ میشد و دموگورگن نزدیک بود
۳ ماه پیشNnnn
2نعنا بچم همیشه خیلی فکر میکنه همیشه هم داستان و درست میفهمه،مشکل اینه که نتیجه گیری نمیکنه،اون از وقتی که میراث نجاتش داد و میراث خیس بود ولی یونا میگفت نجاتش داده،اینم الان که میدونه در آرامگاه شانسی باز نمیشه و بازم از خطر جلوگیری نمیکنه
۳ ماه پیشNnnn
1مشکوکه که در آرامگاه به همین راحتی باز شد،اگه همینطوری بود که تمام جاسوسای قبلی هم راحت وارد میشدن
۳ ماه پیشNnnn
4الان میراث از دوربینا به خنگ بازیای نعنا که از جلوی در آرامگاه میپره اینور اونور و قایم میشه نگاه میکنه و هرهر میخنده
۳ ماه پیشNnnn
0کلاغا نعنا رو دیدن پر کشیدن،بخدا که این میراث تبدیل به کلاغ میشه نعنا رو دنبال میکنه یا حتی بدتر کلاغا جاسوساشن
۳ ماه پیشNnnn
3نعنا جان به ویالون زدن و اجرای میراث فکر میکنی،ولی به اون دوربینی که ویدئوی تنفس مصنوعی رو پخش کرد نه؟
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0میراث از دستی این کارو کرد معلومه ولی پایان این رمان خوب تموم شده حتما هم برا پویا و دارا