ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت یازده :
الناز با لبخند دستی برای او تکان داد و سوار ماشین شد. این دختر، عجیب حالش را خوب کرده بود. آنقدری که تمام طول مسیر تا رسیدن به خیابان ولیعصر و بوتیکی که چند روزی از افتتاحیه آن میگذشت، آن لبخند از روی صورتش محو نشد.
با همان لبخند در را باز کرد و وارد مغازه شد. عطا دنبال فروشنده میگشت تا تمام مسئولیتها هم روی دوش الناز نباشد اما هنوز کسی را پیدا نکرده بود. به خاطر همین هم زمان کلاس Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
کی به عطا زن میده حالا😁😁
۳ روز پیششادان
0بالاخره شخصیت های جدید دارن اضافه میشن🫣🫣
۳ روز پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
شخصیتهای جدید و جذااااب😌😌
۳ روز پیششادان
0به روشنکم تبریک میگم بالاخره کارو گرفت 🫢🫢
۳ روز پیشفرشته
0فوق العاده مثل همیشه😍❤️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0واای عطا خیلی خوبهه🥰 خدا کنه بعدا زن گرفت زنش از این سلیطه های خانواده خراب کن نباشه که رابطه عطا و الی رو بهم بزنه