پارت صد و ده :

لب پایینش را مکید و گفت: مثل دوبی چاکلت شدی! می شه با چایی دارچین خوردت! خنده ام گرفت:دوبی چاکلت چیه؟شکلات دوبیه؟گفت: خیلی خوشمزه ست! با پسته ی فرداعلا درست می شه! گرونم هست...اصلا حیفه با چایی بخوریش...خالی و سِک فقط! اونم تو ترکیه...
از خنده سرم به عقب پرتاب شد: روت زیاد شده چقدر! حرفای جدید می زنی...اصلا اینطوری نبودی!
پیچید توی پارکینگ فرودگاه: ادما تغییر می کنن...تو خودت با چند ماه قبلت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیایش

    1

    آخی آلاله محبت ندیده من . شهرام خنگ هول .شاید حامله باشه الکی به شهرام گفته پریوده!

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شایددددددد😁

    ۱ ماه پیش
  • فریبا

    0

    چه عجب شهرام خودی نشون داد

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والله😁

    ۱ ماه پیش
  • شیوا

    1

    اره فیروزه خیلی رو مخ کنه حالم ازش بهم میخوره

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خدایی؟ خوش تیپه که!

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    وای گل گفتی منم بدم میاد ازش👍

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بیچاره فیروزه

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    جون بابا شهرام تو که بلد بودی زودتر رو میکردی و اینقدر مارو حرص نمیدادی

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    هر دفعه میام سراغ کامنتای این رمان از خنده دل درد می گیرم!عاشقتونم یعنی!

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    اصلا میدونی چیه مهشاد قشنگم؟ با کامنتای این رمان میشه یه رمان دیگه نوشت انقدر که احساسی و تو دل بروئه، نه؟

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقااا خدایی کامنتای این رمان آنقدر منو سرحال میاره که نمی خوام تمومش کنم!

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    یه سوال شما همون سرو رمان رد بوسه هایت نیستی؟

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    بله گلم خودمم

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    عالی بود عزیزم، اه مهشاد جان بازم که پارت هست، خیلی خب من برم شاهکار بعدی رو هم بخونم 🤩

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بخون عزیزم بخووون

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    آلاله با ظاهر جدیدش خیلی ناناس شده طوری که شهرام یک دقیقه هم نمیتونه ازش چشم برداره، بله اینطوریه 😎

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقااااا

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    فقط جوری که شهرام پشت الاله در اومد ، خدایی کیف کردم

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    مرررسی

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    1

    فیروزه خانم بهتره خیلی آروم بشینی سرجات و با این دوتا عاشق دلسوخته کاری نداشته باشی آفرین دختر خوب 😊

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا😂

    ۱ ماه پیش
  • زهرا خ

    0

    حالا نمیشد فیروزه و لعبت تو این سفر نبودن، مگه ما شانس داریم .. کاش آلاله حامله باشه

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    یعنی هر دفعه می ام اینجا می ترکم از خنده!😅😅😅😅

    ۱ ماه پیش
  • شیوا

    1

    حتما دوبی شکلات خیلی خوشمزهس که این انقده می گه من می ترسم ی اتفاق دیگه بیفته باز از بس داستانت هیجان داره🤭😁

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دوبی چاکلت والا چیز خوبیه! مغز پسته داره و اگر اصلش باشه نمی سه ازش دل کند! 😂😂😬💪منظور شهرام همونه

    ۱ ماه پیش
  • مینا

    0

    پارت قشنگی بود منون عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • نیلی

    0

    سلام عالی بود گلم اینکه اخلق شهرام نسبت به آلاله داره بهتر میشه خیلی خوبه امیدوارم شهرام خیلی وابسطه و عاشقش بشه👏😍

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ایشالا که وابسته ش سه😁😁🤭🤭

    ۱ ماه پیش
کپی شد!