عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و ده :
لب پایینش را مکید و گفت: مثل دوبی چاکلت شدی! می شه با چایی دارچین خوردت! خنده ام گرفت:دوبی چاکلت چیه؟شکلات دوبیه؟گفت: خیلی خوشمزه ست! با پسته ی فرداعلا درست می شه! گرونم هست...اصلا حیفه با چایی بخوریش...خالی و سِک فقط! اونم تو ترکیه...
از خنده سرم به عقب پرتاب شد: روت زیاد شده چقدر! حرفای جدید می زنی...اصلا اینطوری نبودی!
پیچید توی پارکینگ فرودگاه: ادما تغییر می کنن...تو خودت با چند ماه قبلت
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شایددددددد😁
۱ ماه پیشفریبا
0چه عجب شهرام خودی نشون داد
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والله😁
۱ ماه پیششیوا
1اره فیروزه خیلی رو مخ کنه حالم ازش بهم میخوره
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خدایی؟ خوش تیپه که!
۱ ماه پیشSajede
1وای گل گفتی منم بدم میاد ازش👍
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بیچاره فیروزه
۱ ماه پیشسرو
1جون بابا شهرام تو که بلد بودی زودتر رو میکردی و اینقدر مارو حرص نمیدادی
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
هر دفعه میام سراغ کامنتای این رمان از خنده دل درد می گیرم!عاشقتونم یعنی!
۱ ماه پیشSajede
1اصلا میدونی چیه مهشاد قشنگم؟ با کامنتای این رمان میشه یه رمان دیگه نوشت انقدر که احساسی و تو دل بروئه، نه؟
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقااا خدایی کامنتای این رمان آنقدر منو سرحال میاره که نمی خوام تمومش کنم!
۱ ماه پیشSajede
1یه سوال شما همون سرو رمان رد بوسه هایت نیستی؟
۱ ماه پیشسرو
1بله گلم خودمم
۱ ماه پیشSajede
1عالی بود عزیزم، اه مهشاد جان بازم که پارت هست، خیلی خب من برم شاهکار بعدی رو هم بخونم 🤩
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بخون عزیزم بخووون
۱ ماه پیشSajede
1آلاله با ظاهر جدیدش خیلی ناناس شده طوری که شهرام یک دقیقه هم نمیتونه ازش چشم برداره، بله اینطوریه 😎
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقااااا
۱ ماه پیشSajede
1فقط جوری که شهرام پشت الاله در اومد ، خدایی کیف کردم
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
مرررسی
۱ ماه پیشSajede
1فیروزه خانم بهتره خیلی آروم بشینی سرجات و با این دوتا عاشق دلسوخته کاری نداشته باشی آفرین دختر خوب 😊
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا😂
۱ ماه پیشزهرا خ
0حالا نمیشد فیروزه و لعبت تو این سفر نبودن، مگه ما شانس داریم .. کاش آلاله حامله باشه
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یعنی هر دفعه می ام اینجا می ترکم از خنده!😅😅😅😅
۱ ماه پیششیوا
1حتما دوبی شکلات خیلی خوشمزهس که این انقده می گه من می ترسم ی اتفاق دیگه بیفته باز از بس داستانت هیجان داره🤭😁
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دوبی چاکلت والا چیز خوبیه! مغز پسته داره و اگر اصلش باشه نمی سه ازش دل کند! 😂😂😬💪منظور شهرام همونه
۱ ماه پیشمینا
0پارت قشنگی بود منون عزیزم
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۱ ماه پیشنیلی
0سلام عالی بود گلم اینکه اخلق شهرام نسبت به آلاله داره بهتر میشه خیلی خوبه امیدوارم شهرام خیلی وابسطه و عاشقش بشه👏😍
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ایشالا که وابسته ش سه😁😁🤭🤭
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیایش
1آخی آلاله محبت ندیده من . شهرام خنگ هول .شاید حامله باشه الکی به شهرام گفته پریوده!